
| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| bedøvelse به فرآیند استفاده از داروها برای کاهش یا از بین بردن درد و حساسیت در بخشی از بدن یا کل بدن گفته میشود. این واژه میتواند به بیحسی موضعی یا بیهوشی عمومی اشاره داشته باشد. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Patienten fik bedøvelse inden operationen. |
| بیمار قبل از عمل جراحی بیهوش شد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه bedøvelse از فعل bedøve (بیحس کردن، بیهوش کردن) گرفته شده است که از ترکیب be- (پیشوند تقویتی) و døve (کاهش حساسیت، بیحس کردن) در زبان دانمارکی تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
|