پر کاربرد ترین افعال 201 تا 225

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

201

اتخاذ تصمیم کردن، رأی موافق دادن، تصمیم گرفتن، موافقت‌کردن


آنها قانون جدید را روز دوشنبه تصویب کردند.

202

معرفی کردن، وارد نمودن (کالا)، داخل کردن


آنها سال گذشته قوانین جدیدی را معرفی کردند.

203

جا دادن، محل دادن، سرمایه‌گذاری کردن


این درجه او را در بین 3 نفر برتر قرار می دهد.

204

آواز خواندن


هر روز سرودهای صبحگاهی می خواندند.

205

صرفه‌جویی کردن، حفظ کردن، نگاه‌داشتن، پس‌انداز نمودن


ما با هم برای تعطیلات تابستانی خود پس انداز می کنیم.

206

ملاقات کردن، بازدید نمودن، دیدن


او هرگز به دیدار برادرانش نرفت.

207

خوابیدن، خواب رفتن


روی زمین خوابیدند.

208

شنیدن، گوش دادن


به رادیو گوش دادند.

209

وجود داشتن، بودن، زندگی کردن، حیات داشتن


Den regel eksisterer ikke mere.

210

دادن (بهره، محصول)، ایفا، / تأمین کردن، فراهم آوردن، پرداختن


او تلاش زیادی می کند.

211

پذیرفتن، قبول کردن


توضیحش را پذیرفتیم.

212

بلند کردن، بالا بردن


پسرش را روی شانه هایش بلند کرد.

213

معرفی کردن، ارائه نمودن، پیشکش / تقدیم نمودن، نمایش دادن


آنها خود را به یکدیگر معرفی کردند.

214

بیان کردن، ابراز داشتن، نشان دادن، به ظهور رساندن


وزیر از مذاکرات انجام شده ابراز خرسندی کرد.

215

تعارف کردن، پیشکش نمودن، فرمان / حکم دادن


به ما قهوه و کیک تعارف کردند.

216

بحث کردن، مذاکره نمودن


در مورد چی بحث می کنید؟

217

ویران کردن، خراب نمودن، منهدم ساختن، از بین بردن، نابود کردن


کودک بلافاصله اسباب بازی جدید خود را از بین برد.

218

حفظ کردن، نگاه‌داشتن، محفوظ داشتن


آنها خانه های قدیمی را برای آیندگان حفظ کردند.

219

فشار دادن، اطو کردن، عصاره میوه گرفتن، مجبور کردن


او را تحت فشار قرار دادند تا در امتحان شرکت کند.

220

تولید کردن، ساختن، مطلبی بیان داشتن، تشریح / معرفی کردن


این کارخانه مربا تولید می کند.

221

چوب، هیزم، چوب خشک


خانه در آتش سوخت.

222

در اختیار آوردن، بر عهده گرفتن، در تملک آوردن


او 3 سال پیش کار پدرش را بر عهده گرفت.

223

تأثیر گذاردن، مشخص کردن، نفوذ کردن


این کشور با جنگ داخلی طولانی مشخص شده است.

224

صادر کردن، به انجام رساندن (کار)، اجرا کردن


او کار خود را با دقت انجام داد.

225

سیگار / چپق / پیپ / تریاک... کشیدن، دود کردن / شدن، به‌سرعت رفتن جهیدن


او روزی 60 نخ سیگار می کشید.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.