پر کاربرد ترین افعال 50 تا 75

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

51

افتادن، سقوط کردن، پرتاب شدن، ریختن، پائین آمدن


قیمت سیب زمینی کاهش یافته است.

52

شناختن، دانستن، آگاه بودن، آشنا بودن / شدن


ما او را خوب می شناختیم.

53

انتخاب کردن، برگزیدن، رأی دادن


او را به نخست وزیری برگزیدند.

54

احساس کردن، دریافتن، درک کردن، حس نمودن، گمان / تصوّر کردن


او دوباره احساس سلامتی می کند.

55

معنی داشتن، اهمیت داشتن، شاخص (چیزی) بودن، تفسیر کردن


ما به خوبی درک می کنیم که چه معنایی دارد.

56

کشیدن (به جلو، خط...)، جلب و جذب کردن، گذشتن


جلسه تا بعدازظهر به طول انجامید.

57

جمع آوری، سرهم کردن قطعات، نگه داشتن چیزهایی در کنار هم


وقتی پسر بود تمبر جمع می کرد.

58

منتظر بودن، صبر کردن، معطل شدن


منتظر اتوبوس هستیم.

59

فهمیدن، درک کردن، دریافتن


میفهمی چی میگه؟

60

اعتبار داشتن، ارزش داشتن، در دسترس بودن، شامل بودن، به‌حساب آمدن، مسئله بودن


این قانون در مورد جزایر فارو و گرینلند اعمال نمی شود.

61

پرداختن، ول دادن


من با Dankort پرداخت کردم.

62

(به چیزی) رسیدن، وارد شدن، به دست آوردن


از اتوبوس جا ماندم.

63

آزمایش، امتحان، کوشش، نمونه (کالا)، تمرین


آنها لباس های زیادی را امتحان کردند، اما چیزی نخریدند.

64

سفر کردن، رفتن، برخاستن، بلند کردن، برپا کردن، طرح کردن، ایجاد نمودن


او به تمام دنیا سفر کرده است.

65

خریدن، معامله کردن


یادم رفت برنج بخرم

66

زندگی کردن، مسکن گزیدن، خانه کردن


کجا زندگی می کنید؟

67

حرف زدن، سخن گفتن، سخنرانی کردن


آیا شما انگلیسی صحبت می کنید؟

68

خواندن، مطالعه کردن


آیا روزنامه زیاد می خوانید؟

69

جواب دادن، پاسخ گفتن، پرداختن


من به همه سوالات پاسخ ندادم.

70

برگرداندن، تغییر جهت دادن، چرخیدن، پشت کردن


از طرف دیگر چرخید.

71

بردن، به دست آوردن، پیروز شدن، فاتح شدن، پیدا کردن


او در لوتو 22 میلیون برنده شد.

72

فروختن


پارسال خونه رو فروختیم

73

کمک کردن، یاری‌نمودن


او به پدرش کمک می کند تا بشوید.

74

ملاقات کردن، دیدن، روبرو شدن، حاضر شدن (جلسه، کلاس،...)


من همسایه قدیمی ام را در فوتکس ملاقات کردم.

75

امتحان کردن، تجربه نمودن، آزمایش کردن


سعی کردم بهش زنگ بزنم اما جوابی نگرفتم.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.