لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای فهم بهتر صفت ها لطفا درس های صفت را در بخش گرامر ببینید. اینجا فقط صفت ها لیست شده اند.
در صفت تفصیلی بجای کلمه mere به معنی بیشتر و در صفت عالی بجای mest یعنی بیشترین حرف m با نقطه گذاشته شده. به این معنی است که در تمام مثال ها بجای این کلمات از .m استفاده خواهد شد.
اگر دیدید که کلمه eller داره برای مثال: m. eller almindeligste یعنی به هر دو شکل میشود استفاده کرد. هم با اضافه کردن کلمه اصلی در شکل n-ord به mere که در نهایت این شکلی بشه: mere almindelig و هم به شکل almindeligste که هر دو یک معنی را میدهند. این قانون برای صفت عالی هم به همین شکل است.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
|
|
معنی صفت |
|||
|
226 |
غیرطبیعی، خارقالعاده، استثنائی، برجسته |
|||||
|
227 |
تعجبآور، باورنکردنی |
|||||
|
228 |
مشکل، سخت، دشوار |
|||||
|
229 |
گرم، داغ، هواخواه، دلبسته، عاشق |
|||||
|
230 |
خوشآمد، مطلوب، خوش، مجاز |
|||||
|
231 |
دوستانه، بامحبت |
|||||
|
232 |
واقع در غرب، از غرب |
|||||
|
233 |
مهم، پراهمیت |
|||||
|
234 |
وحشی، بیتمدن، خشمناک، درنده، دیوانه (برای کسی یا چیزی) |
|||||
|
235 |
رنگ بنفش |
|||||
|
236 |
واقعی، حقیقی، اصل، درست |
|||||
|
237 |
معلوم، مطمئن، صد در صد، یکی، برخی، بعضی، حدی، نشان داده شده |
|||||
|
238 |
بزرگ (سال)، به سن رشد رسیده، بالغ |
|||||
|
239 |
شدید، تند، با حرارت، سخت، مهلک، فراوان |
|||||
|
240 |
عصبانی، خشمگین، ناراضی، غضبناک |
|||||
|
241 |
ارزش، قیمت |
|||||
|
242 |
ضروری، اساسی، قابلملاحظه، کلی |
|||||
|
243 |
گوشه، حاشیه، کنار، خارج از حدّ، بیش، مفرط، زیاد |
|||||
|
244 |
حقیقی، واقعی، اصل، خالص |
|||||
|
245 |
اقتصادی، باصرفه، مقرونبهصرفه |
|||||
|
246 |
بالاترین، رفیعترین، بلندترین، عالیترین |
|||||
|
247 |
سایر، بقیه، دیگر، مابقی |
|||||
|
248 |
باز، گشوده، مفتوح، گشاده |
|||||
|
249 |
آشکار، ظاهر، مشهود، مرئی، روشن، هویدا، پیدا، پدید، پدیدار، مکشوف، جلی، جلیه، واضح، عیان، محسوس، هویدا، بارز |
|||||
|
250 |
سالیانه |