لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای فهم بهتر صفت ها لطفا درس های صفت را در بخش گرامر ببینید. اینجا فقط صفت ها لیست شده اند.
در صفت تفصیلی بجای کلمه mere به معنی بیشتر و در صفت عالی بجای mest یعنی بیشترین حرف m با نقطه گذاشته شده. به این معنی است که در تمام مثال ها بجای این کلمات از .m استفاده خواهد شد.
اگر دیدید که کلمه eller داره برای مثال: m. eller almindeligste یعنی به هر دو شکل میشود استفاده کرد. هم با اضافه کردن کلمه اصلی در شکل n-ord به mere که در نهایت این شکلی بشه: mere almindelig و هم به شکل almindeligste که هر دو یک معنی را میدهند. این قانون برای صفت عالی هم به همین شکل است.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
|
|
معنی صفت |
|||
|
126 |
ممکن، انجامشدنی، محتمل، قابل وقوع، نوع، جور |
|||||
|
127 |
غیرطبیعی عجیب، غیرمنتظره، خاص، برجسته، استثنائی |
|||||
|
128 |
تاریک، تیره، ابری، گرفته |
|||||
|
129 |
ملی |
|||||
|
130 |
بهطور طبیعی، خودبهخود، حقیقی، واقعی |
|||||
|
131 |
راحت، سبک، ساده، آسان |
|||||
|
132 |
مربوط به ممالک شمالی اروپا (زبان، فرهنگ، روابط) |
|||||
|
133 |
طبیعی، عادی، معمولی |
|||||
|
134 |
نروژی (زبان، طبیعت) |
|||||
|
135 |
کنونی، امروزی، جاری، موجود |
|||||
|
136 |
نو، تازه، جدید، متأخر |
|||||
|
137 |
اخیر، متأخر، تازه، نو، بهتازگی، اخیراً |
|||||
|
138 |
نزدیک، در دسترس، تقریباً |
|||||
|
139 |
دیگر، بعدی |
|||||
|
140 |
لازم، ضروری، حتمی، اجتنابناپذیر |
|||||
|
141 |
عمومی، رسمی، دولتی |
|||||
|
142 |
رسمی، قانونی |
|||||
|
143 |
جامع |
|||||
|
144 |
بد، زشت، پلید، بدفطرت، بدخو، شریر، درد، رنج، الم، محنت |
|||||
|
145 |
متوجه، دقیق، مواظب |
|||||
|
146 |
اصلی، اصیل یا دست نخورده، با ارتباط مستقیم با شروع یا اولین مرحله توسعه |
|||||
|
147 |
پرتقالی، نارنجی (رنگ) |
|||||
|
148 |
مرتب، حسابی، منظم، شایسته، آراسته، بزک |
|||||
|
149 |
آماده، حاضر، مایل |
|||||
|
150 |
شخصی، فردی، انفرادی |