پر کاربرد ترین افعال 176 تا 200

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

176

ضبط کردن صدا و فیلم و امثالهم تصاحب کردن؛ اشغال کردن پرکردن توجه، احساسات، زمان یا انرژی کسی را جلب کنید.


او همه را روی نوار ضبط کرد.

177

گام برداشتن، قدم نهادن، لگد کردن


روی شیشه شکسته پا نگذارید.

178

اندوه خوردن، غم خوردن، دقت / سرپرستی / مواظبت کردن


او مطمئن می شود که تکالیف خود را انجام می دهند.

179

رد کردن، امتناع نمودن، تکذیب کردن، از در راندن


او کاملاً ادعاهای آنها را رد کرد.

180

قسمت کردن، بخش نمودن، تقسیم کردن


آنها یک نوشابه به اشتراک گذاشتند.

181

استفاده کردن (از فرصت)، مورداستفاده قرار دادن


از زبان عجیبی استفاده می کنند.

182

نگاه‌داشتن (چیزی را که نیافتد)، تکیه دادن / کردن، مساعدت کردن، کمک نمودن، استراحت دادن (پشت را به دیوار)، پشتیبانی کردن


از دولت حمایت می کنند.

183

مجبور ساختن، وادار ساختن، زور آوردن


کسی مجبورت نمیکنه بیایی.

184

تهیه کردن، فراهم آوردن، به دست آوردن، گردآوردن


آنها مشکلات زیادی دارند

185

گذاردن، فروبردن (دست در جیب)، سوزن / ضربه / زخم / نیش / وصله... زدن


زنبور به بینی او نیش زده است.

186

متوقف کردن، نگاه‌داشتن، انباشتن (شکم را از غذا)، بستن، گرفتن، مسدود کردن (سوراخ...) چپاندن


اتوبوس در نزدیکی فروشگاه بروسن توقف می کند.

187

توصیف، شرح و تفصیل دادن، بیان داشتن، گفتنِ ماوقع


از خانه قدیمی اش برایش تعریف کرد.

188

آب شدن / کردن، نرم شدن، ذوب شدن


وقتی یخ خشک شد، نزدیک بهار است.

189

جنگیدن، مبارزه کردن، تلاش نمودن


آنها علیه سربازان دولتی می جنگند.

190

با فشار، ضربه یا استفاده از نیروی دیگر باعث حرکت در جهت خاصی شود.


آنها سالها در خیابان اصلی تجارت می کردند.

191

کشتن، به قتل رساندن


ما دیروز 10 مگس را کشتیم.

192

تحقیق کردن، رسیدگی کردن، بازجویی نمودن، جستجو کردن


دکتر بیماران خود را معاینه می کند.

193

خوشحال کردن، شاد نمودن


بچه ها مشتاقانه منتظر کریسمس هستند.

194

گزارش دادن، (خود را به خدمت) معرفی کردن، مراجعه کردن، اطلاع دادن


وی این سرقت را به پلیس گزارش داده است.

195

شامل شدن، در برگرفتن، فراگرفتن، پوشاندن، درک کردن


این میراث، در میان چیزهای دیگر، شامل یک مجموعه تمبر بود.

196

تصمیم گرفتن، مشخص کردن، رأی ‌دادن، فتوی دان


چه کسی در خانه شما تصمیم گیرنده است؟

197

دریافتن، فهمیدن، مطمئن شدن، یادداشت کردن


متوجه شدم دانش آموز به خانه رفته است.

198

عرضه کردن، داوطلب شدن، پیشنهاد (کمک، مصالحه...) کردن


آنها به او پیشنهاد کردند که می تواند آنجا بماند.

199

تا کید کردن


وی تاکید کرد که آنها خود را دچار مشکل نخواهند کرد.

200

مخلوط کردن، درهم نمودن، قاتی کردن


او در همه چیز دخالت می کند.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.