کلمات دندانپزشکی

1 کامنت

واژگان روزمره دندانپزشکی

کلمات در دانمارکی در صرف‌های مختلف شکل‌های مختلفی دارند. هر کلمه ‌ای را که اطلاعات بیشتری راجع بهش نیاز دارید را در بخش جستجوی دیکشنری سایت جستجو کنید. در آنجا اطلاعات بیشتری و حتی کلمات بیشتری پیدا خواهید کرد. لطفا اگر کلمه‌ای رو هم دیدید که در لیست نیست، حتما در بخش کامنت بنویسید که به لیست اضافه شود.

aftryk
معادل انگلیسی: Impression
معادل فارسی: نشانه، اثر (انگشت)، تأثیر، عکس، کپی
bange
معادل انگلیسی: Scared
معادل فارسی: نگران، هراسناک، ترسان
bedøvelsesmiddel
معادل انگلیسی: Anaesthetic
معادل فارسی: داروهای بیهوشی، بیهوش کننده ها
beroligende piller
معادل انگلیسی: Relaxing pills
معادل فارسی: قرص های تسکین دهنده
bideskinne
معادل انگلیسی: Dental splint
معادل فارسی: آتل دندان
blodfortyndende
معادل انگلیسی: Blood thinning medicine
معادل فارسی: داروی رقیق کننده خون
bro
معادل انگلیسی: Bridge
معادل فارسی: پل
cA (Cirka)
معادل انگلیسی: Approxiamately
معادل فارسی: تقریباً‏
diabetiker
معادل انگلیسی: Diabetic
معادل فارسی: بیماری که مرض قند دارد
facade
معادل انگلیسی: Veneer (dentistry)
معادل فارسی: نما، رونما، روکش (دندانپزشکی)، ونیر (دندان‌پزشکی)
fortand
معادل انگلیسی: Front tooth یا Incisor
معادل فارسی: دندان جلو، دندان پیشین، ثنیه (جمع: ثنایا)
gane
معادل انگلیسی: Palate
معادل فارسی: کام، سقف دهان
hjørnetand
معادل انگلیسی: Canine tooth
معادل فارسی: دندان نیش
hul
معادل انگلیسی: Hole
معادل فارسی: سوراخ، چاله، افتادگی، خلأ، جای تنگ، زندان
infektion
معادل انگلیسی: Infection
معادل فارسی: زخم، عفونت، گندیدگی
kindtand
معادل انگلیسی: Molar
معادل فارسی: دندان آسياب
komplikation
معادل انگلیسی: complication
معادل فارسی: عوارض، سختی، در هم تنیدگی
krone
معادل انگلیسی: Crown
معادل فارسی: واحد پول، تاج (سلطنت / گل)، نوک (دندان / درخت)، لوستر
kæbe
معادل انگلیسی: Jaw
معادل فارسی: فَک، آرواره
læbe
معادل انگلیسی: Lip
معادل فارسی: لب
narkose
معادل انگلیسی: Narcosis
معادل فارسی: بیهوشی
ondt
معادل انگلیسی: pain
معادل فارسی: درد
overbid
معادل انگلیسی: Overbite
معادل فارسی: میزان همپوشانی عمودی (فوقانی - تحتانی) دندانهای مرکزی فک بالا با دندانهای مرکزی فک پایین
periodontologi
معادل انگلیسی: Periodontology
معادل فارسی: لثه‌درمانی یا پریودانتیکس
plombe
معادل انگلیسی: filling
معادل فارسی: مهروموم، توده بد شکل ، به عنوان مثال آمالگام نقره ، پلاستیک یا پرسلن که برای پر کردن دندان استفاده می شود
regning
معادل انگلیسی: Invoice
معادل فارسی: صورتحساب
rodbehandling
معادل انگلیسی: Root canal treatment
معادل فارسی: معالجۀ ریشه (دندان)
sanering
معادل انگلیسی: Sanitation
معادل فارسی: بهبود یک منطقه فرسوده ، املاک و غیره اغلب با تخریب ساخت و ساز قدیمی و ساخت جدید
skæve tænder
معادل انگلیسی: Crooked Teeth
معادل فارسی: دندان های کج
slide ned
معادل انگلیسی: Worn down
معادل فارسی: فرسوده کردن
spyt
معادل انگلیسی: Saliva
معادل فارسی: تف، آب دهان، بزاق
sår
معادل انگلیسی: Wound
معادل فارسی: زخم، جراحت، غم
tandbørste
معادل انگلیسی: Toothbrush
معادل فارسی: مسواک
tandkødsbetændelse
معادل انگلیسی: Gingivitis
معادل فارسی: ژنژیویت یا التهاب لثه
tandløs
معادل انگلیسی: Toothless
معادل فارسی: بدون دندان
tandrensning
معادل انگلیسی: Tooth cleaning, Scaling
معادل فارسی: تمیز کردن دندان
tandtekniker
معادل انگلیسی: Dental technician
معادل فارسی: دندانساز، تکنسین دندان
tunge
معادل انگلیسی: Tongue
معادل فارسی: زبان
tandudtraekning
معادل انگلیسی: tooth extraction
معادل فارسی: کشیدن دندان
vedligeholdelse
معادل انگلیسی: Maintenance
معادل فارسی: نگهداری، تعمیر، ابقاء
amalgamfyldning
معادل انگلیسی: Amalgam filling
معادل فارسی: پر کردن آمالگام(آمالگام دندانی یا ماده مخلوط دندانی ماده‌ای غیر همرنگ (نقره‌ای یا سیاه) است)
bedøve
معادل انگلیسی: Anaesthetize
معادل فارسی: بی‌هوش کردن، بی‌حس نمودن
behandling
معادل انگلیسی: Treatment
معادل فارسی: معالجه، رفتار، روش، رسیدگی
betændelse
معادل انگلیسی: Inflammation
معادل فارسی: تورم، جراحت، چرک
bindevæv
معادل انگلیسی: Connective tissue
معادل فارسی: بافت پیوندی یا بافت همبند
blottede tandhalse
معادل انگلیسی: Naked tooth necks
معادل فارسی: گردن های دندان در معرض دید
tandbyld
معادل انگلیسی: Dental abscess, Tooth abscess
معادل فارسی: آبسه دندان
cirkapris
معادل انگلیسی: Estimate
معادل فارسی: قیمت تقریبی
eftersyn
معادل انگلیسی: Examination
معادل فارسی: بازبینی، معاینه
faktura
معادل انگلیسی: Invoice
معادل فارسی: فاکتور، صورتحساب
fyldning
معادل انگلیسی: Filling
معادل فارسی: پر كردن
gebis
معادل انگلیسی: Denture
معادل فارسی: دندان مصنوعی
holdbarhed
معادل انگلیسی: Durability
معادل فارسی: دوام، ماندگاری، پایداری، پایایی، بقاء، دیرپایی
hævelse
معادل انگلیسی: Swollen
معادل فارسی: ورم یا خیز یا اِدِم
porcelæns fyldning
معادل انگلیسی: porcelain filling
معادل فارسی: پر کردن دندان با پرسلان یا بارْفَتَن(فراورده‌های سرامیکی شیشه‌ای و سفید اعم از لعابدار و بدون لعاب معروف به چینی)
kirurg
معادل انگلیسی: Surgeon
معادل فارسی: جراح
kompositfyldning
معادل انگلیسی: Composite filling
معادل فارسی: پر کردن دندان با کامپوزیت‌های دندانی یا همان کامپوزیت‌های پایه رزین
kunstig
معادل انگلیسی: Articifial
معادل فارسی: مصنوعی، غیرطبیعی
kæbeben
معادل انگلیسی: Jaw bone
معادل فارسی: استخوان فک
midlertidig
معادل انگلیسی: Temporary
معادل فارسی: موقتاً، فعلاً، عجالتاً
nerve
معادل انگلیسی: Nerve
معادل فارسی: عصب، پی، رگ و پی، عصبانیت، حساسیت (در جمع)
opbygning
معادل انگلیسی: Rebuilding
معادل فارسی: بازسازی، ساختمان، عمارت، بنا
overmund
معادل انگلیسی: Upper part
معادل فارسی: قسمت بالای دهان
pille
معادل انگلیسی: Pill
معادل فارسی: قرص
protese
معادل انگلیسی: Denture
معادل فارسی: پروتز، اندام مصنوعی، دندان مصنوعی
rettelse (Rette)
معادل انگلیسی: Correction
معادل فارسی: تصحیح، سر موعد، در وقت مقرر
rodinfektion
معادل انگلیسی: Root infection
معادل فارسی: عفونت ریشه
skrøbelig
معادل انگلیسی: Fragile
معادل فارسی: شکننده، ترد، خرد شو، پوشالی (ساختمان)، ضعیف
slibe
معادل انگلیسی: Grind
معادل فارسی: تیز کردن، ساییدن، صیقل زدن، تراش دادن، صاف کردن، آسیاب کردن، خرد نمودن
smerte
معادل انگلیسی: Pain
معادل فارسی: درد، رنج، غصّه، غم، اندوه
spytte
معادل انگلیسی: Spit
معادل فارسی: تف انداختن
tand
معادل انگلیسی: Tooth
معادل فارسی: دندان
tandhalse
معادل انگلیسی: Tooth neck
معادل فارسی: گردن های دندان در معرض دید
tandlæge
معادل انگلیسی: Dentist
معادل فارسی: دندان پزشک
tandpasta
معادل انگلیسی: Toothpaste
معادل فارسی: خمیردندان
tandsten
معادل انگلیسی: Tartar
معادل فارسی: جرم دندان، تارتار دندان، یا کلکولوس دندانی
tandtråd
معادل انگلیسی: Dental floss
معادل فارسی: نخ دندان
tyggeflade
معادل انگلیسی: Masticating surface
معادل فارسی: سطح جویدن
undermund
معادل انگلیسی: Lower part
معادل فارسی: قسمت تحتانی حفره دهان خصوصاً در بخشی که ردیف پایین دندان نشسته است
visdomstand
معادل انگلیسی: Wisdomtooth
معادل فارسی: دندان عقل
antibiotikum
معادل انگلیسی: Antibiotic
معادل فارسی: پادزیست یا آنتی‌بیوتیک
bedøvelse
معادل انگلیسی: Anaesthesia
معادل فارسی: بیهوشی (در پزشکی و دندانپزشکی حالت القاءشده‌ای است که در آن، فرد به‌صورت ارادی و غیرارادی کنترلی بر قسمتی از جسم، یا تمام جسم و محیط فیزیکی خود ندارد)
bekræfte
معادل انگلیسی: Confirm
معادل فارسی: تأکید کردن، تحکیم نمودن، تصدیق کردن
bid
معادل انگلیسی: Bite
معادل فارسی: گاز بگیر، گاز، گزیدگی، جای دندان
blegning
معادل انگلیسی: Bleaching
معادل فارسی: سفید کننده
bor
معادل انگلیسی: Drill
معادل فارسی: متّه
tandbøjle
معادل انگلیسی: Dental braces
معادل فارسی: براکت ارتودنسی
delprotese
معادل انگلیسی: Partial denture
معادل فارسی: پروتز جزئی
tandemalje
معادل انگلیسی: Tooth enamel
معادل فارسی: مینای دندان
forreste kindtand
معادل انگلیسی: Premolar
معادل فارسی: دندان‌های آسیای (آسیاب) کوچک
følsom
معادل انگلیسی: Sensitive
معادل فارسی: حسّاس، پراحساس
gumme
معادل انگلیسی: Gum
معادل فارسی: لثه
caries یا Karies
معادل انگلیسی: Tooth decay
معادل فارسی: پوسیدگی دندان
implantat
معادل انگلیسی: Implant
معادل فارسی: بافت یا پروتز یا جسم خارجی دیگری که در بدن کاشته می شود
kind
معادل انگلیسی: Cheek
معادل فارسی: لپ، چهره، صورت
knogle
معادل انگلیسی: Bone
معادل فارسی: استخوان، استخوان کوچک
krakelere
معادل انگلیسی: Crackled
معادل فارسی: ترک خوردگی
kviksølv
معادل انگلیسی: Mercury
معادل فارسی: جیوه
lattergas
معادل انگلیسی: Laughing gas
معادل فارسی: دی‌نیتروژن مونوکسید یا نیتروز اکسید یا گاز خنده (N۲O) یکی از ترکیبات نیتروژن است =(برای القا و ادامهٔ بیهوشی)
mund
معادل انگلیسی: Mouth
معادل فارسی: دهان، دهنه، (مجازاً: زبان، شکم)
nikkelallergi
معادل انگلیسی: Allergy for nickel
معادل فارسی: آلرژی به نیکل
operation
معادل انگلیسی: Surgery
معادل فارسی: عمل (جراحی)، عملیات (جنگی)
paradontose
معادل انگلیسی: Periodontal disease
معادل فارسی: پریودنتوز
penicilin
معادل انگلیسی: Penicillin
معادل فارسی: پنی سیلین
pulp
معادل انگلیسی: Pulp
معادل فارسی: مغز دندان یا پالپ
revne
معادل انگلیسی: Crack
معادل فارسی: ترک، شکاف، رخنه، چاک
røntgen
معادل انگلیسی: X-ray
معادل فارسی: اشعۀ ماوراءبنفش، اشعه ایکس
skære tænder
معادل انگلیسی: Bruxism
معادل فارسی: دندان قروچه
slibning
معادل انگلیسی: Grinding
معادل فارسی: صیقل دادن
smertestillende
معادل انگلیسی: Pain killer
معادل فارسی: مُسکن یا دردزُدا
sygdom
معادل انگلیسی: Sickness
معادل فارسی: بیماری، مریضی
tandbyld
معادل انگلیسی: Absces
معادل فارسی: آبسه دندان
tandkød
معادل انگلیسی: Gum
معادل فارسی: لثه
tandlægeskræk
معادل انگلیسی: Dental anxiety
معادل فارسی: ترس از دندانپزشکی
tandpine
معادل انگلیسی: Toothache
معادل فارسی: دندان درد
tandstikker یا tandstik
معادل انگلیسی: Toothpick
معادل فارسی: خلال دندان
tilbud
معادل انگلیسی: Offer
معادل فارسی: پیشنهاد، عرضه، تقدیم، تعارف
tænder
معادل انگلیسی: Teeth
معادل فارسی: دندان ها
undersøgelse
معادل انگلیسی: Examination
معادل فارسی: تحقیق، بازجویی، معاینه طبی، کنترل بازبینی، جستجو
væv
معادل انگلیسی: Tissue
معادل فارسی: بافت
برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
افراد در مکالمه:
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.