واژگان روزمره دندانپزشکی
کلمات در دانمارکی در صرفهای مختلف شکلهای مختلفی دارند. هر کلمه ای را که اطلاعات بیشتری راجع بهش نیاز دارید را در بخش جستجوی دیکشنری سایت جستجو کنید. در آنجا اطلاعات بیشتری و حتی کلمات بیشتری پیدا خواهید کرد. لطفا اگر کلمهای رو هم دیدید که در لیست نیست، حتما در بخش کامنت بنویسید که به لیست اضافه شود.

bedøvelsesmiddel
معادل انگلیسی: Anaesthetic
معادل فارسی: داروهای بیهوشی، بیهوش کننده ها

blodfortyndende
معادل انگلیسی: Blood thinning medicine
معادل فارسی: داروی رقیق کننده خون

facade
معادل انگلیسی: Veneer (dentistry)
معادل فارسی: نما، رونما، روکش (دندانپزشکی)، ونیر (دندانپزشکی)

fortand
معادل انگلیسی: Front tooth یا Incisor
معادل فارسی: دندان جلو، دندان پیشین، ثنیه (جمع: ثنایا)

krone
معادل انگلیسی: Crown
معادل فارسی: واحد پول، تاج (سلطنت / گل)، نوک (دندان / درخت)، لوستر

overbid
معادل انگلیسی: Overbite
معادل فارسی: میزان همپوشانی عمودی (فوقانی - تحتانی) دندانهای مرکزی فک بالا با دندانهای مرکزی فک پایین

plombe
معادل انگلیسی: filling
معادل فارسی: مهروموم، توده بد شکل ، به عنوان مثال آمالگام نقره ، پلاستیک یا پرسلن که برای پر کردن دندان استفاده می شود

sanering
معادل انگلیسی: Sanitation
معادل فارسی: بهبود یک منطقه فرسوده ، املاک و غیره اغلب با تخریب ساخت و ساز قدیمی و ساخت جدید

amalgamfyldning
معادل انگلیسی: Amalgam filling
معادل فارسی: پر کردن آمالگام(آمالگام دندانی یا ماده مخلوط دندانی مادهای غیر همرنگ (نقرهای یا سیاه) است)

blottede tandhalse
معادل انگلیسی: Naked tooth necks
معادل فارسی: گردن های دندان در معرض دید

holdbarhed
معادل انگلیسی: Durability
معادل فارسی: دوام، ماندگاری، پایداری، پایایی، بقاء، دیرپایی

porcelæns fyldning
معادل انگلیسی: porcelain filling
معادل فارسی: پر کردن دندان با پرسلان یا بارْفَتَن(فراوردههای سرامیکی شیشهای و سفید اعم از لعابدار و بدون لعاب معروف به چینی)

kompositfyldning
معادل انگلیسی: Composite filling
معادل فارسی: پر کردن دندان با کامپوزیتهای دندانی یا همان کامپوزیتهای پایه رزین

skrøbelig
معادل انگلیسی: Fragile
معادل فارسی: شکننده، ترد، خرد شو، پوشالی (ساختمان)، ضعیف

slibe
معادل انگلیسی: Grind
معادل فارسی: تیز کردن، ساییدن، صیقل زدن، تراش دادن، صاف کردن، آسیاب کردن، خرد نمودن

tandsten
معادل انگلیسی: Tartar
معادل فارسی: جرم دندان، تارتار دندان، یا کلکولوس دندانی

undermund
معادل انگلیسی: Lower part
معادل فارسی: قسمت تحتانی حفره دهان خصوصاً در بخشی که ردیف پایین دندان نشسته است

bedøvelse
معادل انگلیسی: Anaesthesia
معادل فارسی: بیهوشی (در پزشکی و دندانپزشکی حالت القاءشدهای است که در آن، فرد بهصورت ارادی و غیرارادی کنترلی بر قسمتی از جسم، یا تمام جسم و محیط فیزیکی خود ندارد)

implantat
معادل انگلیسی: Implant
معادل فارسی: بافت یا پروتز یا جسم خارجی دیگری که در بدن کاشته می شود

lattergas
معادل انگلیسی: Laughing gas
معادل فارسی: دینیتروژن مونوکسید یا نیتروز اکسید یا گاز خنده (N۲O) یکی از ترکیبات نیتروژن است =(برای القا و ادامهٔ بیهوشی)

undersøgelse
معادل انگلیسی: Examination
معادل فارسی: تحقیق، بازجویی، معاینه طبی، کنترل بازبینی، جستجو