پر کاربرد ترین افعال 151 تا 175

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

151

گم کردن، از دست دادن زیان کردن، باختن، شکست خوردن، تلفات دادن


آنها با نتیجه 2-0 مغلوب فورتونا هیورینگ شدند.

152

معالجه کردن، رفتار نمودن، رسیدگی کردن، مورد عمل قرار دادن


دکتر او را به دلیل ذات الریه معالجه کرد.

153

پایان دادن، خاتمه بخشیدن، تمام کردن


کتاب به خوبی به پایان می رسد.

154

وارد شدن، داخل گردیدن، بستن (قرارداد)، هم‌پیمان گردیدن


آنها برای کمک به یکدیگر توافق کرده اند.

155

رها کردن، پرتاب نمودن، خارج کردن، انداختن (طاس)


توپ را به عقب پرت می کنم.

156

اصابت کردن، خوردن به چیزی، مورد هدف قرار دادن، ضربه زدن


توپ به شیشه برخورد کرد که شکست.

157

علاقه داشتن، توجه نمودن، جذب شدن به


من به ورزش علاقه ای ندارم.

158

راندن، هدایت کردن، بردن، اداره کردن، کنترل نمودن (اخلاق،...)


او ماشین را مستقیماً به سمت درختی هدایت کرد.

159

تغییر دادن، عوض کردن، نوبت گذاردن، به دیگری واگذاردن (کار را)


من نظرم را در مورد او تغییر داده ام.

160

تصمیم گرفتن، اراده کردن، عزم نمودن


تصمیم گرفتیم به روستا نقل مکان کنیم.

161

به دست آوردن (منظور)، رسیدن (به هدف)، حاصل کردن


با فریاد زدن با صدای بلند چیزی به دست نمی آورید.

162

کار کردن، دایر بودن، انجام کار (وظیفه) کردن


این دستگاه چگونه کار می کند؟

163

زائیدن، متولد ساختن، نگهداری کردن (خانواده بزرگی را)، تغذیه کردن (ماشین را با مواد خام)


او نوزاد را در بیمارستان به دنیا آورد.

164

فریاد زدن، داد کشیدن، آواز دادن، خواندن


او همیشه با صدای بلند فریاد می زند.

165

محسوب کردن، بشمار آوردن، در نظر گرفتن، منظور کردن


من او را یک احمق بزرگ می دانم.

166

مردن، فوت شدن


او شش سال پیش درگذشت.

167

تهدید کردن، ترساندن


او تهدید می کند که به خانه نزد مادرش نقل مکان می کند.

168

نیاز داشتن، احتیاج داشتن، خواستن


آیا لازم است بیشتر در مورد آن صحبت کنیم؟

169

طراحی کردن، طرح‌واره دادن، رسم کردن، ثبت‌نام کردن، قرارداد بستن (بیمهٔ قرضه...)


این خانه را خودش طراحی کرده است.

170

پیشنهاد کردن، اظهار نمودن، عقیده‌مند بودن، اشاره کردن بر


می توانم پیشنهاد کنم ابتدا یک فنجان قهوه بخوریم؟

171

دارا بودن، شامل بودن، جا گرفتن


کیف حاوی یک کیف و موبایل است.

172

کشف کردن، اختراع کردن، فهمیدن، آگاه شدن


او متوجه نشد که بچه ها خیلی دیر به خانه آمدند.

173

شلیک کردن، شلیک گلوله با سلاح گرم


من شرط می بندم، شما به 2 کیلوگرم آرد نیاز دارید.

174

نوشیدن


ساعت چهار و نیم چای خوردیم.

175

انتظار داشتن، چشم‌به‌راه بودن


واقعا چه انتظاری داری؟

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.