لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای فهم بهتر صفت ها لطفا درس های صفت را در بخش گرامر ببینید. اینجا فقط صفت ها لیست شده اند.
در صفت تفصیلی بجای کلمه mere به معنی بیشتر و در صفت عالی بجای mest یعنی بیشترین حرف m با نقطه گذاشته شده. به این معنی است که در تمام مثال ها بجای این کلمات از .m استفاده خواهد شد.
اگر دیدید که کلمه eller داره برای مثال: m. eller almindeligste یعنی به هر دو شکل میشود استفاده کرد. هم با اضافه کردن کلمه اصلی در شکل n-ord به mere که در نهایت این شکلی بشه: mere almindelig و هم به شکل almindeligste که هر دو یک معنی را میدهند. این قانون برای صفت عالی هم به همین شکل است.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
|
|
معنی صفت |
|||
|
176 |
مستقل، به طور مستقل، بهتنهایی، روی پای خود، صاحب درآمد از کار شخصی، فرد خود اشتغال |
|||||
|
177 |
دیر، اخیر |
|||||
|
178 |
آخر، اخیر، آخرین، آخرسر (سرانجام)، گذشته |
|||||
|
179 |
مطمئن، سالم، محفوظ، بیخطر، قابلاطمینان، شکستناپذیر، بدون خطا |
|||||
|
180 |
ساده، راحت، عملی، معمولی، فقیر، پایین (طبقه مردم): لات، اوباش وار (اخلاق) |
|||||
|
181 |
مسخره، خندهدار، جالب، عجیب، غریب، شگفت |
|||||
|
182 |
کمیاب، نادر، کم |
|||||
|
183 |
تیز (چاقو، شمشیر)، برنده، نوکدار، سخت، شدید، تند، زیر ک، زننده، صریح، دقیق |
|||||
|
184 |
بد (تصادف، عادت، سردرد...) شدید، خطرناک |
|||||
|
185 |
زیبا، قشنگ، دلپذیر دلربا، نمونه عالی، خوشگل |
|||||
|
186 |
اجتماعی، مربوط به جامعه |
|||||
|
187 |
سیاه، کثیف |
|||||
|
188 |
مخصوص، خاص، مخصوصاً |
|||||
|
189 |
مهیج، جذاب، گیرا، کنجکاو |
|||||
|
190 |
بزرگ، عظیم، گنده |
|||||
|
191 |
قوی، نیرومند، پرزور، شدید |
|||||
|
192 |
سالم، تندرست |
|||||
|
193 |
ضعیف، بیحال، نازک، ظریف |
|||||
|
194 |
سوئدی (کالا، زبان،...) |
|||||
|
195 |
سخت، مشکل، سنگین، ضخیم، عظیم |
|||||
|
196 |
بیمار، مریض |
|||||
|
197 |
مخصوص (پیشنهاد، اجاره، جا...)، استثنایی، ویژه، فرد، منحصربهفرد، عجیب غریب |
|||||
|
198 |
شیرین، زیبا، دلپذیر، با لطف، عزیز، باشخصیت، رفتار یا ظاهری که انسان یا حیوان را مورد رضایت یا لمس دیگران قرار می دهد. |
|||||
|
199 |
اینطور، اینچنین، مثل این، همچون، چنین |
|||||
|
200 |
نامیده شد، که مینامندش، مثلاً (رژیم مثلاً دموکراسی...) |