لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
معنی مصدر |
|
|
|
|
|
|
26 |
واقعشدن، اتفاق افتادن، حادث گشتن، رخ دادن |
|
||||
|
27 |
گفتن، بیان داشتن، شرح دادن |
|
||||
|
28 |
شنیدن، گوش دادن، پذیرفتن، دریافتن، مربوط بودن |
|
||||
|
29 |
ساختن، درست کردن |
|
||||
|
30 |
گذاردن، قرار دادن |
|
||||
|
31 |
نوشتن |
|
||||
|
32 |
نشستن، جا داشتن (کلید توی در...)، رفتن (حرفی در کله)، بودن (دولت در رأس کارها) |
|
||||
|
33 |
اجازه دادن، گذاشتن واداشتن (بکاری)، به انجام رساندن، وانمود کردن |
|
||||
|
34 |
بازی کردن (فوتبال، ورق...)، نمایش دادن، نقش ایفا کردن، نواختن (موسیقی، گرامافون...) |
|
||||
|
35 |
تصور کردن، فکر کردن، به نظر رسیدن / آمدن |
|
||||
|
36 |
دنبال کردن، همراه رفتن، پیروی کردن، متابعت نمودن، تعقیب نمودن |
|
||||
|
37 |
شروع کردن، آغاز نمودن |
|
||||
|
38 |
راندن (ماشین، دوچرخه...)، سواره رفتن، چرخاندن (چرخ...) |
|
||||
|
39 |
در یک جا بدون حرکت قرار گرفتن، آرام بودن، ساکت بودن، بیسروصدا بودن، بیحرکت بودن، متین بودن |
|
||||
|
40 |
فکر کردن، اندیشیدن باور داشتن، تصور کردن |
|
||||
|
41 |
صدا کردن، خواندن، نامیدن، برگزیدن |
|
||||
|
42 |
خواستن، آرزو کردن، تقاضا کردن، امیدوار بودن |
|
||||
|
43 |
خوردن به، تصادم کردن با، به خاطر رسیدن فرود آمدن، شکست دادن، کوبیدن، محکم کردن، انداختن |
|
||||
|
44 |
زندگی کردن، زندهبودن، حیات داشتن، مسکن داشتن، وجود داشتن |
|
||||
|
45 |
حمل کردن، بردن، نقلمکان دادن، راهنمایی کردن، رهبری کردن، هدایت نمودن، سوق دادن |
|
||||
|
46 |
شایستن، بایستن |
|
||||
|
47 |
پرسیدن، سؤال کردن، مصاحبه کردن، خواستن |
|
||||
|
48 |
کار، پیشه، حرفه |
|
||||
|
49 |
خلق کردن، آفریدن، به وجود آوردن، درست کردن، بازی و ادا درآوردن (بچهها)، بدقلقی کردن، خود را گرفتن، قیلوقال کردن |
|
||||
|
50 |
فرستادن، ارسال داشتن، گسیل نمودن، روانه کردن: اعزام داشتن |
|