پر کاربرد ترین افعال 26 تا 50

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

26

واقع‌شدن، اتفاق افتادن، حادث گشتن، رخ دادن


شنبه گذشته چه اتفاقی افتاد؟

27

گفتن، بیان داشتن، شرح دادن


آیا به او(خانم) گفته ای که باید نقل مکان کنیم؟

28

شنیدن، گوش دادن، پذیرفتن، دریافتن، مربوط بودن


تمام شب موسیقی شنیدیم.

29

ساختن، درست کردن


او برای تمام خانواده شام ​​درست کرده است.

30

گذاردن، قرار دادن


آیا می خواهید روزنامه را روی میز بگذارید؟

31

نوشتن


آنها هر روز ایمیل های زیادی می نوشتند.

32

نشستن، جا داشتن (کلید توی در...)، رفتن (حرفی در کله)، بودن (دولت در رأس کارها)


او نشست و گریه کرد.

33

اجازه دادن، گذاشتن واداشتن (بکاری)، به انجام رساندن، وانمود کردن‎


وانمود می کند که همه چیز را می فهمد.

34

بازی کردن (فوتبال، ورق...)، نمایش دادن، نقش ایفا کردن، نواختن (موسیقی، گرامافون...)


بچه ها تمام روز فوتبال بازی می کردند.

35

تصور کردن، فکر کردن، به نظر رسیدن / آمدن


ما دوست پسر جدیدش را دوست نداشتیم.

36

دنبال کردن، همراه رفتن، پیروی کردن، متابعت نمودن، تعقیب نمودن


او دخترش را تا مهدکودک همراهی کرد.

37

شروع کردن، آغاز نمودن


باران شروع به باریدن کرد.

38

راندن (ماشین، دوچرخه...)، سواره رفتن، چرخاندن (چرخ...)‎


ساعت 3 به سمت خانه حرکت می کنیم.

39

در یک جا بدون حرکت قرار گرفتن، آرام بودن، ساکت بودن، بی‌سروصدا بودن، بی‌حرکت بودن، متین بودن


شیر را دوباره در یخچال گذاشتم.

40

فکر کردن، اندیشیدن باور داشتن، تصور کردن


آیا به تحصیل فکر کرده اید؟

41

صدا کردن، خواندن، نامیدن، برگزیدن


سگش را صدا می کند.

42

خواستن، آرزو کردن، تقاضا کردن، امیدوار بودن


برای تولدت چی میخوای؟

43

خوردن به، تصادم کردن با، به خاطر رسیدن فرود آمدن، شکست دادن، کوبیدن، محکم کردن، انداختن


کودک در پیاده رو افتاد و به زانویش ضربه خورد

44

زندگی کردن، زنده‌بودن، حیات داشتن، مسکن داشتن، وجود داشتن


او هنوز زنده و حالش خوب است.

45

حمل کردن، بردن، نقل‌مکان دادن، راهنمایی کردن، رهبری کردن، هدایت نمودن، سوق دادن


او نه روز تور دو فرانس را رهبری کرد.

46

شایستن، بایستن


آدم نباید مادربزرگش را کتک بزند.

47

پرسیدن، سؤال کردن، مصاحبه کردن، خواستن


اگر متوجه نشدید باید بپرسید.

48

کار، پیشه، حرفه


الان کجا کار میکنی؟

49

خلق کردن، آفریدن، به وجود آوردن، درست کردن، بازی و ادا درآوردن (بچه‌ها)، بدقلقی کردن، خود را گرفتن، قیل‌وقال کردن


آنها در مدت کوتاهی یک تجارت خوب ایجاد کردند.

50

فرستادن، ارسال داشتن، گسیل نمودن، روانه کردن: اعزام داشتن


بچه ها را ساعت هفت و نیم به مدرسه می فرستیم.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.