لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
معنی مصدر |
|
|
|
|
|
|
226 |
به تأخیر انداختن، گماردن، تعبیه کردن، در معرض... گذاردن، (کشتی به آب) انداختن |
|
||||
|
227 |
جهیدن، پریدن، جستن، بالا رفتن، روئیدن |
|
||||
|
228 |
قول دادن، ستایش کردن (خدا) |
|
||||
|
229 |
پرواز کردن، تند و با شتاب رفتن |
|
||||
|
230 |
شناختن، تصدیق نمودن، قبول کردن |
|
||||
|
231 |
تلفظ کردن، ادا نمودن، اعلام داشتن، بیان کردن |
|
||||
|
232 |
ترک کردن، دست کشیدن، رها نمودن تسلیم کردن، اطلاع دادن اعلام داشتن |
|
||||
|
233 |
حرکت کردن، تکان خوردن، به جنبش آمدن |
|
||||
|
234 |
تشکیل دادن، مرکب بودن از، شامل بودن، دربرداشتن |
|
||||
|
235 |
اشاره کردن، نشان دادن |
|
||||
|
236 |
نیاز داشتن، خواستن، در وضع سخت بودن، فشار آوردن، نفوذ کردن |
|
||||
|
237 |
پرتاب کردن، انداختن، گم کردن، از دست دادن |
|
||||
|
238 |
پردهبرداری کردن، فاش ساختن، به اطلاع همه رساندن (سرّی را) |
|
||||
|
239 |
معرفی کردن، مجسّم ساختن، در نظر آوردن |
|
||||
|
240 |
لبخند زدن، تبسم کردن |
|
||||
|
241 |
غوطه خوردن، خم شدن، دولا شدن |
|
||||
|
242 |
همراه داشتن، شامل بودن، با خود داشتن |
|
||||
|
243 |
اجازه دادن، جایز شمردن |
|
||||
|
244 |
قیمتگذاری کردن، برآورد بها کردن، تخمین زدن، اظهارنظر نمودن |
|
||||
|
245 |
تولید کردن، ساختن |
|
||||
|
246 |
کشتیرانی کردن، دریانوردی نمودن |
|
||||
|
247 |
مخفی کردن، پنهان داشتن، نشان ندادن احساسات خود را |
|
||||
|
248 |
محدود ساختن، مرز کشیدن |
|
||||
|
249 |
مستقر شدن سکنی گزیدن، جا گرفتن، برقرار شدن، شروع بکاری کردن |
|
||||
|
250 |
جوشاندن، پختن |
|
||||
|
251 |
راهنمایی / هدایت / رهبری نمودن، دنبال (چیزی،...) گشتن |
|
||||
|
252 |
ترسیدن، بیمناک شدن، هراس داشتن، نگران گشتن |
|
||||
|
253 |
برآورد کردن، در نظر گرفتن، ملاحظه نمودن، بهحساب آوردن |
|
||||
|
254 |
اضافه کردن، افزودن (جمله، نظریه...) |
|
||||
|
255 |
رأی دادن، صدا درآوردن، شروع به آواز خواندن، کوککردن (آلت موسیقی)، در توافق بودن (با) |
|
||||
|
256 |
بریدن، قطع کردن، تلاقی نمودن، تراشیدن، کندن (روی چوب)، اخته کردن، محروم نمودن |
|
||||
|
257 |
گرفتن، روبرو شدن با کسی به شکل تصادفی یا با جستجو، در تماس قرار گرفتن، ملاقات کردن |
|