پر کاربرد ترین افعال 226 تا 257

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

226

به تأخیر انداختن، گماردن، تعبیه کردن، در معرض... گذاردن، (کشتی به آب) انداختن


این نشست به هفته آینده موکول شد.

227

جهیدن، پریدن، جستن، بالا رفتن، روئیدن


از فصل 4 می گذریم.

228

قول دادن، ستایش کردن (خدا)


قول دادیم هر روز تکالیفمان را انجام دهیم.

229

پرواز کردن، تند و با شتاب رفتن


آنها به اسپانیا پرواز کردند.

230

شناختن، تصدیق نمودن، قبول کردن


او اذعان کرد که اینطور نیست.

231

تلفظ کردن، ادا نمودن، اعلام داشتن، بیان کردن


چطور تلفظش میکنی؟

232

ترک کردن، دست کشیدن، رها نمودن تسلیم کردن، اطلاع دادن اعلام داشتن


آنها یادگیری آلمانی را رها کرده اند.

233

حرکت کردن، تکان خوردن، به جنبش آمدن


چیزی زیر فرش حرکت می کرد.

234

تشکیل دادن، مرکب بودن از، شامل بودن، دربرداشتن


مهاجران تقریباً 12 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند.

235

اشاره کردن، نشان دادن


به سگ کوچولو اشاره کردند.

236

نیاز داشتن، خواستن، در وضع سخت بودن، فشار آوردن، نفوذ کردن


من به یک فنجان چای نیاز دارم.

237

پرتاب کردن، انداختن، گم کردن، از دست دادن


اثاثیه قدیمی را دور ریختیم.

238

پرده‌برداری کردن، فاش ساختن، به ‌اطلاع همه رساندن (سرّی را)


آنها فاش کردند که خودشان این وظیفه را انجام نداده اند.

239

معرفی کردن، مجسّم ساختن، در نظر آوردن


ما نتوانستیم ببینیم تصویر چه چیزی را نشان می دهد.

240

لبخند زدن، تبسم کردن


آنها همیشه لبخند می زنند.

241

غوطه خوردن، خم شدن، دولا شدن


وقتی توپ اومد یادش رفت دولا بشه.

242

همراه داشتن، شامل بودن، با خود داشتن


بارش شدید باران باعث آبگرفتگی زیرزمین ها شد.

243

اجازه دادن، جایز شمردن


اجازه نداد بچه ها عصر بیرون بروند.

244

قیمت‌گذاری کردن، برآورد بها کردن، تخمین زدن، اظهارنظر نمودن


ارزش این خانه 2 میلیون کرون بود.

245

تولید کردن، ساختن


دانمارک بیکن زیادی تولید می کند.

246

کشتی‌رانی کردن، دریانوردی نمودن


با کشتی به سوئد رفتیم.

247

مخفی کردن، پنهان داشتن، نشان ندادن احساسات خود را


xxxxxxxxxxxxxx

248

محدود ساختن، مرز کشیدن


شناخت او از کشور به آنچه دوستانش به او گفته اند محدود است.

249

مستقر شدن سکنی گزیدن، جا گرفتن، برقرار شدن، شروع بکاری کردن


آنها یک کارخانه جدید در چین تاسیس کردند.

250

جوشاندن، پختن


آب در حال جوشیدن است!

251

راهنمایی / هدایت / رهبری نمودن، دنبال (چیزی،...) گشتن


ساعت ها دنبال آن کتاب می گشتم.

252

ترسیدن، بیمناک شدن، هراس داشتن، نگران گشتن


او بیشتر از قبض دندانپزشک می ترسید تا از دندانپزشک.

253

برآورد کردن، در نظر گرفتن، ملاحظه نمودن، به‌حساب آوردن


آیا به مهاجرت به شهر دیگری فکر کرده اید؟

254

اضافه کردن، افزودن (جمله، نظریه...)


وی افزود که در مورد آن بسیار فکر کرده اند.

255

رأی دادن، صدا درآوردن، شروع به آواز خواندن، کوک‌کردن (آلت موسیقی)، در توافق بودن (با)


آیا به او رای داده اید؟

256

بریدن، قطع کردن، تلاقی نمودن، تراشیدن، کندن (روی چوب)، اخته کردن، محروم نمودن


نان را تکه تکه کرد.

257

گرفتن، روبرو شدن با کسی به شکل تصادفی یا با جستجو، در تماس قرار گرفتن، ملاقات کردن


من او را در آلبورگ ملاقات کردم.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.