لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.
بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.
برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.
برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.
|
شماره |
معنی مصدر |
|
|
|
|
|
|
101 |
پیچاندن، چرخ زدن / دادن، دور گشتن، گرداندن، شماره تلفن گرفتن |
|
||||
|
102 |
تام بردن، یادآوری کردن، ذکر کردن |
|
||||
|
103 |
بهتر کردن، توسعه دادن (مثلاً روش کار با صنعتی را)، استحکام بخشیدن |
|
||||
|
104 |
وجود داشتن، بودن، شامل گشتن، دوام آوردن، قبول شدن، باقی بودن |
|
||||
|
105 |
نقلمکان کردن، اسبابکشی نمودن، جابجا شدن |
|
||||
|
106 |
دوست داشتن، عشق ورزیدن، عاشق بودن |
|
||||
|
107 |
خوردن، صرف کردن، میل کردن، تناول نمودن |
|
||||
|
108 |
باران آمدن، باریدن، حساب کردن، شناختن، تخمین زدن، بهحساب آوردن |
|
||||
|
109 |
کم داشتن، فاقد بودن، نقصان داشتن، نیاز داشتن، وجود نداشتن |
|
||||
|
110 |
حمل کردن، بردن، تقویت کردن، مقاومت نمودن |
|
||||
|
111 |
استخدام کردن، بکار گماردن، قیمتگذاری کردن |
|
||||
|
112 |
ارسال داشتن، اعزام نمودن، گسیل کردن |
|
||||
|
113 |
پُر کردن، تمام کردن، داخل کردن |
|
||||
|
114 |
آویزان کردن / بودن، معلق بودن، دار زدن، بستگی داشتن |
|
||||
|
115 |
دویدن، فرار کردن، جاری بودن، رفتن (قطار، کشتی)، اعتبار داشتن تا (قرارداد) |
|
||||
|
116 |
توضیح دادن، تشریح کردن، بیان و معنی نمودن |
|
||||
|
117 |
موفق شدن، توفیق یافتن، دست یافتن |
|
||||
|
118 |
زنگ زدن، تلفن کردن |
|
||||
|
119 |
رشد کردن، بزرگ شدن، نمو کردن |
|
||||
|
120 |
شرکت کردن |
|
||||
|
121 |
امیدوار بودن، آرزومند بودن، انتظار داشتن |
|
||||
|
122 |
رنج بردن، زحمت / مرارت کشیدن، مجازات شدن، دوست داشتن ترجیح دادن |
|
||||
|
123 |
دریافت نمودن، گرفتن، قبول کردن (دعوت)، پذیرفتن (ملاقات)، استقبال نمودن (در فرودگاه، ایستگاه) |
|
||||
|
124 |
روشن کردن، چراغانی نمودن، درخشیدن، اطلاع دادن، اعلام داشتن، ا گاهی دادن |
|
||||
|
125 |
ادامه یافتن، جاری بودن، در جریان وقوع بودن، اتفاق افتادن |
|