پر کاربرد ترین افعال 101 تا 125

نظرتان را بنویسید



لطفاً هر روز چند تا از اینها را (هر چقدر بیشتر بهتر) حفظ کنید. و روزهای بعد با تکرار سعی در به خاطر سپردنشون برای طولانی مدت داشته باشید.

بهترین راه برای اینکار استفاده از پروگرام هایی هست که برای موبایل وجود داره به نام فلش کارت. که به شما کمک میکنه در زمان های مختلف کلمه یا جمله ای رو که بهش میدید ازتون سوال کنه.

برای مثال در این لینک میتونید چندتاشون رو ببینید.

برای شنیدن صداهای کلمات دانمارکی، روی آنها کلیک کنید.

شماره

معنی مصدر



مصدر



حال



گذشته ساده



ماضی نقلی


مثال ها

101

پیچاندن، چرخ زدن / دادن، دور گشتن، گرداندن، شماره تلفن گرفتن


ماشین به آرامی از کنار چرخید

102

تام بردن، یادآوری کردن، ذکر کردن


در یک کلمه به آن اشاره نکرد.

103

بهتر کردن، توسعه دادن (مثلاً روش کار با صنعتی را)، استحکام بخشیدن


او به یک عوضی واقعاً سخت تبدیل شده است.

104

وجود داشتن، بودن، شامل گشتن، دوام آوردن، قبول شدن، باقی بودن


امتحانش را قبول شده است.

105

نقل‌مکان کردن، اسباب‌کشی نمودن، جابجا شدن


آنها سال گذشته به آلبورگ نقل مکان کردند.

106

دوست داشتن، عشق ورزیدن، عاشق بودن


او عاشق همسر و فرزندانش بود.

107

خوردن، صرف کردن، میل کردن، تناول نمودن


من گرسنه نیستم چون تازه عذا خوردم.

108

باران آمدن، باریدن، حساب کردن، شناختن، تخمین زدن، به‌حساب آوردن


تمام تعطیلات باران بارید.

109

کم داشتن، فاقد بودن، نقصان داشتن، نیاز داشتن، وجود نداشتن


شیر کم داریم.

110

حمل کردن، بردن، تقویت کردن، مقاومت نمودن


کیف مدرسه اش را هم حمل می کند.

111

استخدام کردن، بکار گماردن، قیمت‌گذاری کردن


یک منشی جدید استخدام کردند.

112

ارسال داشتن، اعزام نمودن، گسیل کردن


24 ساعته اخبار پخش می کنند.

113

پُر کردن، تمام کردن، داخل کردن


سبد را با گوجه فرنگی پر می کنیم.

114

آویزان کردن / بودن، معلق بودن، دار زدن، بستگی داشتن


لباس‌ها را بیرون آویزان کردیم.

115

دویدن، فرار کردن، جاری بودن، رفتن (قطار، کشتی)، اعتبار داشتن تا (قرارداد)


از کنار پدر و مادرشان دویدند.

116

توضیح دادن، تشریح کردن، بیان و معنی نمودن


معلم کلمات جدید را توضیح داد.

117

موفق شدن، توفیق یافتن، دست یافتن


آنها موفق شدند او را در خانه ملاقات کنند.

118

زنگ زدن، تلفن کردن


فردا بعدازظهر بهت زنگ میزنم.

119

رشد کردن، بزرگ شدن، نمو کردن


گیاهان به خوبی رشد می کنند.

120

شرکت کردن


در یک مسابقه شرکت کردیم.

121

امیدوار بودن، آرزومند بودن، انتظار داشتن


امیدواریم لوتو را ببریم.

122

رنج بردن، زحمت / مرارت کشیدن، مجازات شدن، دوست داشتن ترجیح دادن


او از دیابت رنج می برد.

123

دریافت نمودن، گرفتن، قبول کردن (دعوت)، پذیرفتن (ملاقات)، استقبال نمودن (در فرودگاه، ایستگاه)


من یک بسته از طریق پست دریافت کردم.

124

روشن کردن، چراغانی ‌نمودن، درخشیدن، اطلاع دادن، اعلام داشتن، ا گاهی دادن


من می توانم به شما اطلاع دهم که باید از ساعت 8 شروع کنید.

125

ادامه یافتن، جاری بودن، در جریان وقوع بودن، اتفاق افتادن


اینجا چه اتفاقی دارد میافتد؟

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.