Substantiv Intetkøn
aber dabei 
| معنی: |
| قدرت زیستی بدشانس یا دست و پا گیر |
| یک نقطه ضعف یا مشکل |
توضیح: این کلمه ریشهاش آلمانی است.
Substantiv Intetkøn
aber dabei 
| معنی: |
| قدرت زیستی بدشانس یا دست و پا گیر |
| یک نقطه ضعف یا مشکل |
توضیح: این کلمه ریشهاش آلمانی است.

| معنی: |
| ● اصطلاحی که توصیف میکند آیا چیزی با حالت عادی متفاوت است یا خیر ● ناهنجار ● غیرطبیعی ● منحرف ● گمراه (در موارد خاص) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● aberrant: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● aberrant: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● aberrante: جمع |
| توضیحات: |
| صفت "aberrant" برای توصیف چیزی استفاده میشود که از حالت نرمال، معمول یا مورد انتظار منحرف شده باشد. میتواند به رفتار، ویژگیها یا نتایج غیرعادی اشاره کند. |
| مترادفها: |
| ● unormal - غیرعادی ● afvigende - منحرف، متفاوت ● mærkelig - عجیب، غریب |
| مثال: |
| Lægen foretog en aberrant undersøgelse af patienten. |
| پزشک یک معاینه ناهنجار از بیمار انجام داد. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "aberrans" که از فعل "aberrare" به معنی "سرگردان شدن، منحرف شدن" گرفته شده است. "Ab-" به معنی "دور از" و "errare" به معنی "سرگردان شدن" است |
| معادل انگلیسی: |
| ● ناهنجار = aberrant ● غیرطبیعی = abnormal ● منحرف = deviant |
Substantiv Fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
aberration
aberrationen
aberrationer
aberrationerne 
| معنی: |
| انحراف |
| جابجایی یا موارد مشابه انحراف |
| پی در پی تغییر |
| جابجایی ظاهری اجسام آسمانی |
| جابجایی خط دید هنگام حرکت ناظر |
|
اَبیراهی (در حوزههای فیزیک، مهندسی پلیمر، ژنشناسی) و کجراهی (در حوزهٔ پاتوبیولوژی) چیزی است که از مسیر هنجار خود منحرف شود. |
توضیح: این کلمه ریشهاش لاتین است.
Adjektiv
Bøjning: -t, -ne
abeskøn
abeskønt
abeskønne 
| معنی: |
| خیلی زیبا و قشنگ |
Substantiv Intetkøn
Bøjning: -let, -, -lene
abespil
abespillet
abespillene 
| معنی: |
| بازیهای تاکتیکی ، مخصوصاً سیاسی که اغلب در مورد سرزنش یا مسئولیت هستند |