Algeriet 
| معنی: |
| الجزیره |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -er, -erne
alibi
alibiet
alibier
alibierne 
| معنی: |
| جای دیگر، غیبت از محل جرم |

| معنی: |
| ● تغذیهای ● مربوط به غذا ● وابسته به گوارش |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● alimentær: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● alimentært: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● alimentære: جمع |
| توضیحات: |
| alimentær به چیزی گفته میشود که مربوط به غذا، تغذیه یا فرآیند گوارش باشد. در متون پزشکی و علمی به موضوعاتی مانند عفونتهای غذایی یا مسیر گوارشی اشاره میکند. |
| مترادفها: |
| ● ernæringsmæssig - مربوط به تغذیه ● fødemæssig - مربوط به غذا |
| مثال: |
| Sygdommen skyldes en alimentær infektion. |
| این بیماری ناشی از یک عفونت تغذیهای است. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "alimentarius" برگرفته شده که از "alimentum" به معنای "غذا" و "تغذیه" میآید. |
| معادل انگلیسی: |
| ● alimentary (تغذیهای، مربوط به گوارش) |

| معنی: |
| ● قلیایی ● بازیک (حالت بازی ماده) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● alkalisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● alkalisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● alkaliske: جمع |

| توضیحات: |
| alkalisk به موادی گفته میشود که دارای خاصیت قلیایی یا بازی باشند، یعنی pH بالاتر از ۷ داشته باشند. این واژه بیشتر در زمینههای شیمیایی و پزشکی کاربرد دارد. |
| مترادفها: |
| ● basisk - بازیک |
| مثال: |
| Vandet i søen var overraskende alkalisk. |
| آب دریاچه به طرز شگفتآوری قلیایی بود. |
| ریشهشناسی: |
| از عربی "al-qaly" به معنای "خاکستر گیاه شور"، که از آن مواد قلیایی استخراج میشد، گرفته شده و از طریق لاتین به زبانهای اروپایی وارد شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● alkaline (قلیایی) |

| معنی: |
| ● آلکالوئید ● ترکیب نیتروژندار طبیعی ● مادهٔ گیاهی با اثر دارویی یا سمی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: alkaloid ● مفرد مشخص: alkaloidet ● جمع نامشخص: alkaloider ● جمع مشخص: alkaloiderne |
| توضیحات: |
| alkaloid به گروهی از ترکیبات آلی طبیعی گفته میشود که عمدتاً در گیاهان یافت میشوند و دارای نیتروژن هستند. این مواد اغلب اثرات دارویی یا سمی دارند، مانند مورفین، کافئین و نیکوتین. |
| مترادفها: |
| ● naturligt nitrogenholdigt stof - ماده طبیعی دارای نیتروژن |
| مثال: |
| Mange medicinske planter indeholder et aktivt alkaloid. |
| بسیاری از گیاهان دارویی حاوی یک آلکالوئید فعال هستند. |
| ریشهشناسی: |
| از "alkali" (قلیا) + پسوند "-oid" (مشابه یا شبیه به) در زبان لاتین جدید گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● alkaloid (آلکالوئید، ترکیب نیتروژندار طبیعی) |