adverbium
Bøjning:
dog 
| معنی: |
| معهذا، (دیگر)، مگر، واقعاً، چقدر، حتماً (معمولاً غیرقابل ترجمه) |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
adverbium
Bøjning:
dog 
| معنی: |
| معهذا، (دیگر)، مگر، واقعاً، چقدر، حتماً (معمولاً غیرقابل ترجمه) |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
doktor 
| معنی: |
| طبیب، دکتر، پزشک |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -er, -erne
dokument 
| معنی: |
| سند، مدرک، تمسک، دست آویز، یافتگان، بنچاک، سند ارائه دادن، سنددار کردن، با مدرک اثبات کردن، (کتاب و رساله و غیره - با رجوع به منابع و مراجع مختلف ادعای خود را به اثبات رساندن)، مستند کردن، ملاک، سندیت دادن |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
تلفظ: 
| معنیها: |
| مستند، سندی، مدرکی، مبنی بر مدرک یا سند، وابسته به سند و مدرک، مدلل، موثق، (اقتصاد) اسنادی |
| برنامه تلویزیونی، برنامه رادیویی یا فیلمی با محتوای مستند درباره این ژانر |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -, -ene
تلفظ: 
| معنیها: |
| فیلم مستند |
| فیلم یا برنامه تلویزیونی که بر اساس مطالب معتبر، یک موضوع خاص یا یک شخص (تاریخی) را توصیف می کند. |