substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en
kvadratrod 
| معنی: |
| جذر مربع |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
kvalificere 
| معنی: |
| صلاحیتدار کردن / شدن، وا جد شرایط کردن / شدن |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
kvalifikation 
| معنی: |
| صفت، شرط، شرایط (جمع)، کیفیات، خصوصیات (بیشتر مثبت) |

| معنی: |
|
● کیفیت |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● kvalitet: مفرد نامشخص ● kvaliteten: مفرد مشخص ● kvaliteter: جمع نامشخص ● kvaliteterne: جمع مشخص |
| توضیحات: |
| "Kvalitet" به درجه یا سطح ویژگیهای مثبت یا مطلوب در یک شیء، محصول، یا پدیده اشاره دارد. این ویژگیها میتوانند شامل مواد بهکاررفته، نحوه ساخت، روشهای پرورش یا استعداد باشند. همچنین میتواند به ویژگیهای ذاتی یک چیز مانند جنس یا نوع آن اشاره کند. |
| مترادفها: |
| ● beskaffenhed - وضعیت ● værdi - ارزش ● standard - استاندارد |
| مثال: |
| Produktets kvalitet er afgørende for kundernes tilfredshed. |
| کیفیت محصول برای رضایت مشتریان تعیینکننده است. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "qualitas" به معنای "چگونه بودن" یا "ویژگی" گرفته شده است. این واژه توسط سیسرو، فیلسوف رومی، بهعنوان ترجمهای از واژه یونانی "poiotes" که توسط افلاطون معرفی شده بود، ابداع شد. |
| معادل انگلیسی: |
| ● quality (کیفیت) ● attribute (ویژگی) ● property (خاصیت) |