
| معنی: |
| ● وسیله ● روش ● راهحل ● دارو ● منبع مالی ● متوسط |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● middel – مفرد نامشخص ● midlet – مفرد مشخص middelet – شکل غیررسمی مفرد مشخص ● midler – جمع نامشخص ● midlerne – جمع مشخص |

| معنی: |
| ● وسیله ● روش ● راهحل ● دارو ● منبع مالی ● متوسط |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● middel – مفرد نامشخص ● midlet – مفرد مشخص middelet – شکل غیررسمی مفرد مشخص ● midler – جمع نامشخص ● midlerne – جمع مشخص |
| توضیحات: |
| کلمهی middel در زبان دانمارکی به ابزاری اشاره دارد که برای رسیدن به هدفی خاص مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه میتواند به معنی روش، دارو (در زمینه پزشکی)، منبع مالی (در بحث اقتصاد) یا میانگین و متوسط باشد. |
| مترادفها: |
| ● metode – روش ● værktøj – ابزار ● løsning – راهحل |
| مثال: |
| Hun fandt et effektivt middel mod hovedpine. |
| او یک داروی مؤثر برای سردرد پیدا کرد. |
| ریشهشناسی: |
| این کلمه از آلمانی باستان "mittel" به معنای میانه، حد وسط یا وسیله گرفته شده است و با واژهی انگلیسی "middle" همریشه است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● remedy (درمان، دارو) ● means (وسیله، راه) ● medium (ابزار، روش) |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, uden pluralis
middelalder 
| معنی: |
| قرونوسطی |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -n, -r, -rne
middelklasse 
| معنی: |
| طبقۀ متوسط |