substantiv, fælleskøn
Bøjning: lodsedlen eller (uofficielt) -en, lodsedler, lodsedlerne
ønskeseddel 
| معنی: |
| صورت هدایای موردتقاضا درزمینهٔ عید با تولد و عروسی و غیره |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: lodsedlen eller (uofficielt) -en, lodsedler, lodsedlerne
ønskeseddel 
| معنی: |
| صورت هدایای موردتقاضا درزمینهٔ عید با تولد و عروسی و غیره |

| معنی: |
|
● گوش |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: øre ● مفرد مشخص: øret ● جمع نامشخص: ører ● جمع مشخص: ørerne |
| توضیحات: |
| ● کلمه øre در زبان دانمارکی به دو معنی اصلی به کار میرود: یکی به معنای عضو شنوایی بدن (گوش) و دیگری به عنوان واحد پولی برابر با یک صدم کرون دانمارک. |
| مترادفها: |
| ● auditorium - سالن شنیداری ● høreorgan - عضو شنوایی |
| مثال: |
| Han har ondt i øret. |
| او در گوش خود درد دارد. |
| ریشهشناسی: |
|
● معنی "گوش": این کلمه از زبان نروژی باستان "eyra" گرفته شده است که خود از زبان پروتو-ژرمنی "ausô" منشأ میگیرد. این واژه به پروتو-هندواروپایی "h₂ous-" بازمیگردد که به معنای "گوش" یا "شنیدن" است. این ریشه در زبانهای دیگر ژرمنی نیز دیده میشود، مانند انگلیسی "ear" و آلمانی "Ohr". ● معنی "سکه": کاربرد پولی این کلمه از واژه لاتین "aureus" (به معنای "طلایی") گرفته شده است که در گذشته نام یک سکه طلا در امپراتوری روم بود. این معنا در زبان دانمارکی وارد شد و برای اشاره به کوچکترین واحد پول کرون استفاده گردید، مشابه "cent" در انگلیسی و "øre" در دیگر زبانهای اسکاندیناوی. |
| معادل انگلیسی: |
| ● ear (گوش) ● cent (سنت، یک صدم واحد پول) |

| معنی: |
| گوش حلق و بینی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: øre-næse-hals ● مفرد مشخص: øre-næse-halsen ● جمع نامشخص: øre-næse-halse ● جمع مشخص: øre-næse-halsene |
| توضیحات: |
| ● این ترکیب در پزشکی برای اشاره به رشته تخصصی گوش، حلق و بینی استفاده میشود. پزشکان این حوزه به مشکلات مرتبط با شنوایی، مجاری تنفسی فوقانی و حلق رسیدگی میکنند. |
| مترادفها: |
| otolaryngologi - اتولارینگولوژی (علم مطالعه بیماریهای گوش، بینی و گلو) |
| مثال: |
| Jeg har en tid hos en øre-næse-hals læge i morgen. |
| من فردا وقت ملاقات با یک پزشک گوش، بینی و گلو دارم. |
| ریشهشناسی: |
|
| معادل انگلیسی: |
| ENT (Ear, Nose, and Throat) (گوش، حلق و بینی) |


| معنی: |
| پزشک گوش و حلق و بینی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: øre-næse-hals-læge ● مفرد مشخص: øre-næse-hals-lægen ● جمع نامشخص: øre-næse-hals-læger ● جمع مشخص: øre-næse-hals-lægerne |
| توضیحات: |
| این اصطلاح به پزشک گوش و حلق و بینی اشاره دارد که متخصص تشخیص و درمان بیماریهای مرتبط با گوش، بینی و گلو است. این تخصص در پزشکی به عنوان اتولارینگولوژی شناخته میشود که شاخهای از پزشکی است که به بررسی، تشخیص و درمان بیماریهای مربوط به گوش، حلق، بینی، حنجره و سر و گردن میپردازد. پزشکان این حوزه مشکلاتی مانند عفونتهای گوش، سینوزیت، آلرژیهای تنفسی، مشکلات شنوایی، اختلالات صوتی و حتی برخی از انواع جراحیهای سر و گردن را درمان میکنند. |
| مترادفها: |
| ● ørelæge - پزشک گوش ● otolog - متخصص گوش |
| مثال: |
| Jeg har bestilt tid hos en øre-næse-hals-læge for at få undersøgt mine bihuler. |
| من وقت ملاقاتی با پزشک گوش و حلق و بینی گرفتهام تا سینوسهایم را معاینه کند. |
| ریشهشناسی: |
| ● øre (گوش): از نروژی باستان "eyra"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "ausô" و پروتو-هندواروپایی "h₂ous-" به معنای "گوش" یا "شنیدن". ● næse (بینی): از نروژی باستان "nǫs"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "nasōn" و پروتو-هندواروپایی "nas-" به معنای "بینی". ● hals (گلو/گردن): از نروژی باستان "hals"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "halsaz" و پروتو-هندواروپایی "kols-" به معنای "گردن". ● læge (پزشک): از زبان آلمانی باستان "lēhhi" به معنای "پزشک" یا "درمانگر". |
| معادل انگلیسی: |
| ENT doctor (Ear, Nose, and Throat doctor) (پزشک گوش و حلق و بینی) |

| معنی: |
| بخش گوش و حلق و بینی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: øre-næse-halsafdeling ● مفرد مشخص: øre-næse-halsafdelingen ● جمع نامشخص: øre-næse-halsafdelinger ● جمع مشخص: øre-næse-halsafdelingerne |
| توضیحات: |
| این اصطلاح به بخش گوش و حلق و بینی در بیمارستان اشاره دارد که در تشخیص و درمان بیماریهای مرتبط با گوش، بینی و گلو تخصص دارد. |
| مترادفها: |
| otolaryngologisk afdeling (بخش تخصصی درمان بیماریهای گوش،حلق و بینی) |
| مثال: |
| Patienten blev indlagt på øre-næse-halsafdelingen til videre behandling. |
| بیمار برای ادامه درمان در بخش گوش و حلق و بینی بستری شد. |
| ریشهشناسی: |
| ● øre (گوش): از نروژی باستان "eyra"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "ausô" و پروتو-هندواروپایی "h₂ous-" به معنای "گوش" یا "شنیدن". ● næse (بینی): از نروژی باستان "nǫs"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "nasōn" و پروتو-هندواروپایی "nas-" به معنای "بینی". ● hals (گلو/گردن): از نروژی باستان "hals"، مرتبط با پروتو-ژرمنی "halsaz" و پروتو-هندواروپایی "kols-" به معنای "گردن". ● afdeling (بخش): از زبان آلمانی "Abteilung"، به معنای "بخش" یا "دپارتمان". |
| معادل انگلیسی: |
| ear, nose, and throat department (ENT Department) (بخش گوش و حلق و بینی) |