
| معنی: |
| روماتولوژی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص reumatologi |

| معنی: |
| روماتولوژی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص reumatologi |
| توضیحات: |
| Reumatologi شاخهای از علم پزشکی است که به تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای مرتبط با مفاصل، عضلات و بافتهای همبند میپردازد. این حوزه شامل بیماریهایی مانند آرتریت روماتوئید، لوپوس و فیبرومیالژیا است. |
| مترادفها: |
| gigtlægevidenskab علم بیماریهای مفصلی |
| مثال: |
| Hun specialiserer sig i reumatologi for at hjælpe patienter med kroniske ledsmerter. |
| او در روماتولوژی تخصص میگیرد تا به بیمارانی با درد مزمن مفاصل کمک کند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه reumatologi از واژه یونانی rheuma به معنای "جریان" و -logi به معنای "مطالعه" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● rheumatology روماتولوژی ● study of rheumatic diseases مطالعه بیماریهای روماتیسمی |


| معنی: |
| ● مربوط به روماتولوژی ● مرتبط با بیماریهای مفاصل و بافتهای همبند |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● مفرد reumatologisk |
| توضیحات: |
| Reumatologisk صفتی است که به هر چیزی مرتبط با روماتولوژی اشاره دارد. این واژه در زمینههای مرتبط با تشخیص، درمان و مطالعه بیماریهای مفاصل، عضلات و بافتهای همبند به کار میرود. |
| مترادفها: |
| gigtmedicinsk مربوط به پزشکی بیماریهای مفصلی |
| مثال: |
| Afdelingen tilbyder reumatologisk behandling til patienter med kroniske ledsmerter. |
| بخش، درمان روماتولوژیک را به بیمارانی با درد مزمن مفاصل ارائه میدهد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه reumatologisk از واژه یونانی rheuma به معنای "جریان" و پسوند -logisk به معنای "مطالعه" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● rheumatologic روماتولوژیک ● pertaining to rheumatology مربوط به روماتولوژی |
