adverbium konjunktion
Bøjning:
så 
| معنی: |
| چنین، اینطور، اینقدر سپس، بعد، چندان، تا، بنابراین |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
adverbium konjunktion
Bøjning:
så 
| معنی: |
| چنین، اینطور، اینقدر سپس، بعد، چندان، تا، بنابراین |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -, -ene
تلفظ: 
| معنیها: |
| استراحت یکساله تحصیلی(برای یکسال درس خواندن را به دلیل استراحت یا انجام کاری دیگر کنار میگذارید) |
| برگرفته از: سال سبت که سال سباتی یا شویت نیز خوانده میشود هفتمین سال از سیکل هفتساله کشاورزی است که در تورات برای یهودیان در ارض مقدس اعلام شدهاست در زمان شمیتا در زمین، کشاورزی نباید صورت گیرد و این کار بر اساس هالاخا ممنوع است. هیچ فعالیت کشاورزی برای افزایش محصول نباید صورت گیرد. |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: sablen eller (uofficielt) -en, sabler, sablerne
sabel 
| معنی: |
| شمشیر، شوشکه (نوعی شمشیر راست و بدون انحنا) |