adjektiv
Bøjning: -t, -e
smertefuld 
| معنی: |
| درآور، پررنج، دردناک |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
adjektiv
Bøjning: -, -
smertestillende 
| معنی: |
| مسکّن |
| دردزُدا دستهای از داروهای بسیار پر کاربرد در پزشکی هستند که برای کاهش درد و کنترل آن استفاده میشوند. مسکنها با ساز و کارهای مختلف بر اعصاب مرکزی یا محیطی تأثیر میگذارند. استامینوفن یکی از مهمترین و پرکاربردترین مسکنها است؛ که علاوه بر ویژگی ضد درد دارای خاصییت ضدتب نیز هست. دستهٔ مهم دیگر مسکنها اپیوییدها هستند که سردسته آن مورفین و سایر مشتقات تریاک است. براساس نوع و شدت درد استفاده از مسکن ویژه توصیه میشود. بهطور مثال در دردهای نوروپاتیک از سه حلقهایها و داروهای ضدصرع استفاده میشود. از لحاظ مواد تشکیل دهنده این مسکنها شامل موارد زیر است:
|

verbum
Bøjning: -r, smed, smidt
smide 
| معنی: |
| پرتاب کردن، انداختن، گم کردن، از دست دادن |
adjektiv
Bøjning: -t, -e
smidig 
| معنی: |
| نرم، قابلانعطاف، انحنا پذیر، خم شو، زرنگ، زیرک، ماهر |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
smigre 
| معنی: |
| تملق گفتن، چربزبانی کردن، خود را پیش کسی جا کردن |