adjektiv
wellness 
| معنی: |
| بهزیستی ، سلامتی و فرم بدنی خوب ، اغلب به عنوان هدفهای مختلفی از درمان |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
adjektiv
wellness 
| معنی: |
| بهزیستی ، سلامتی و فرم بدنی خوب ، اغلب به عنوان هدفهای مختلفی از درمان |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -let, -ler, -lerne
wellnesshotel
wellnesshotellet
wellnesshoteller
wellnesshotellerne 
| معنی: |
| هتلی که با تمرکز بر آرامش و سلامتی و با مثلاً اسپا ، سونا و امکان ماساژ و غیره طراحی شده است. |
substantiv, fælleskøn
weltervægt 
| معنی: |
| دستهبندی وزن در بوکس بین سبک وزن و متوسط، به عنوان مثال، در بوکس آماتور ٦٣.٥ - ٦٧ کیلوگرم |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -e, -ne
weltervægter
weltervægteren
weltervægtere
weltervægterne 
| معنی: |
| بوکسری که در دستهبندی وزن در بوکس بین سبک وزن و متوسط قرار میگیرد |
substantiv, fælleskøn

| معنی: |
| جهانرنجوری یا وِلتْشْمِرتس (آلمانی: Weltschmerz به معنای اندوه جهان) اصطلاحی است که توسط نویسنده آلمانی ژان پل ابداع شد و بیانگر احساس و وضعیتی است که انسان با تجربه واقعیت مادی و فیزیکی جهان نمیتواند به تمایلات و خواستههای ذهنی خود پاسخ دهد. این مفهوم در آثار نویسندگان رمانتیک همچون لرد بایرون، هرمان هسه، هاینریش هاینه، فرانسوا-رنه دو شاتوبریان و جیاکومو لئوپاردی دیده میشود. |
توضیح: این کلمه ریشهاش آلمانی است و تلفظ هم آلمانی گذاشتم براتون چون دانمارکیها هم با همان تلفظ آلمانیاش بیانش میکنند..