
| معنی: |
| ● پوست ● لایه خارجی بدن انسان یا حیوان |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: hud ● مفرد مشخص: huden ● جمع نامشخص: huder ● جمع مشخص: huderne |

| معنی: |
| ● پوست ● لایه خارجی بدن انسان یا حیوان |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: hud ● مفرد مشخص: huden ● جمع نامشخص: huder ● جمع مشخص: huderne |
| توضیحات: |
|
کلمه hud به پوشش بیرونی بدن انسان و حیوانات اشاره دارد که وظایف محافظتی، تنظیم دما و احساس را بر عهده دارد. پوست شامل سه لایه اصلی است: اپیدرم (روپوست)، درم (میانپوست)، و هیپودرم (زیرپوست) که هرکدام عملکرد خاصی دارند. پوست میتواند در زمینههای مختلفی مانند پزشکی، زیبایی، و صنایع چرم مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در اصطلاحات رایج برای اشاره به سلامتی، نرمی یا آسیبدیدگی پوست نیز استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● kutis (پوست بدن) ● læderhud (پوست چرمی) |
| مثال: |
| Solen kan skade din hud, hvis du ikke bruger solcreme. |
| خورشید میتواند به پوست تو آسیب برساند اگر از کرم ضد آفتاب استفاده نکنی. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه hud از زبان نورس باستانی húð گرفته شده است که خود ریشه در زبانهای ژرمنی دارد. این واژه در انگلیسی با واژه hide (پوست حیوان) همریشه است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● skin – (پوست) ● hide – (پوست حیوان) |