
| معنی: |
| ● کبد ● جگر |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: lever ● مفرد مشخص: leveren ● جمع نامشخص: levere ● جمع مشخص: leverne |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● کبد ● جگر |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: lever ● مفرد مشخص: leveren ● جمع نامشخص: levere ● جمع مشخص: leverne |
| توضیحات: |
| کبد یکی از بزرگترین و مهمترین اندامهای داخلی بدن است که وظایف حیاتی متعددی بر عهده دارد. این اندام نقش کلیدی در سوختوساز بدن، ذخیره مواد مغذی، تنظیم قند خون و تجزیه سموم دارد. کبد همچنین مسئول تولید صفرا است که به هضم چربیها کمک میکند. به دلیل توانایی بالای آن در بازسازی، میتواند پس از آسیب دیدن یا از دست دادن بخشی از خود، دوباره رشد کند. |
| مترادفها: |
| ● hepar (اصطلاح پزشکی برای کبد) ● organ (اندام) |
| مثال: |
| Leveren spiller en vigtig rolle i kroppens stofskifte. |
| کبد نقش مهمی در متابولیسم بدن دارد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه lever از زبان نروژی باستان "lifr" گرفته شده است که به معنای "کبد" است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● liver – (کبد) |