
| معنی: |
| ● عمل جراحی ● عملیات ● فرایند یا اقدام خاص |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: operation ● مفرد مشخص: operationen ● جمع نامشخص: operationer ● جمع مشخص: operationerne |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● عمل جراحی ● عملیات ● فرایند یا اقدام خاص |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: operation ● مفرد مشخص: operationen ● جمع نامشخص: operationer ● جمع مشخص: operationerne |
| توضیحات: |
| operation به معنای عمل جراحی است که در آن پزشک با استفاده از ابزارهای خاص، اقدام به درمان بیماریها یا آسیبها میکند. این واژه همچنین میتواند به معنای عملیات یا اقدام خاصی در زمینههای مختلف مانند نظامی، صنعتی یا تجاری باشد. |
| مترادفها: |
| ● kirurgi (جراحی) ● indgreb (اقدام) |
| مثال: |
| Lægen udførte en vellykket operation. |
| پزشک یک عمل جراحی موفق انجام داد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه operation از زبان لاتین operatio به معنای "عمل" یا "اقدام" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| operation – (عمل جراحی، عملیات) |
