
| معنی: |
| ● روده ● دستگاه گوارش ● مجرای گوارشی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: tarm ● مفرد مشخص: tarmen ● جمع نامشخص: tarme ● جمع مشخص: tarmene |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● روده ● دستگاه گوارش ● مجرای گوارشی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: tarm ● مفرد مشخص: tarmen ● جمع نامشخص: tarme ● جمع مشخص: tarmene |
| توضیحات: |
| tarm بخشی از دستگاه گوارش است که پس از معده قرار دارد و وظیفه هضم و جذب مواد مغذی را بر عهده دارد. این عضو به دو بخش روده باریک و روده بزرگ تقسیم میشود. روده باریک وظیفه جذب مواد مغذی و انتقال آنها به خون را دارد، در حالی که روده بزرگ عمدتاً آب و مواد زائد را پردازش کرده و آنها را برای دفع آماده میکند. |
| مترادفها: |
| ● tarmkanal (مجرای روده) ● fordøjelseskanal (مجرای گوارشی) ● indre organer (اندامهای داخلی) |
| مثال: |
| Den tynde tarm absorberer næringsstoffer fra maden. |
| روده باریک مواد مغذی را از غذا جذب میکند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه tarm از زبان نروژی باستان "þarmr" به معنای "روده" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● intestine – (روده) ● gut – (روده) ● bowel – (روده) |