substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
Udtale:
absorberingen
absorberinger
absorberingerne 
| معنیها: |
| جذب |
| فرایند فیزیکی یا بیولوژیکی که توسط آن نور، ماده یا انرژی جذب یا مکیده می شود |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
Udtale:
absorberingen
absorberinger
absorberingerne 
| معنیها: |
| جذب |
| فرایند فیزیکی یا بیولوژیکی که توسط آن نور، ماده یا انرژی جذب یا مکیده می شود |

| معنی: |
| ● جذب (نور، انرژی، مایع و غیره) ● جذب مواد در بدن یا بافتها ● جذب ذهنی یا فکری ● فروگیری ● استیلای فرهنگی ● فرایند فیزیکی یا بیولوژیکی که توسط آن نور، ماده یا انرژی جذب یا مکیده شود ● جذب یا دریافت مواد از طریق یک فرآیند فیزیکی یا بیولوژیکی، برای مثال با مصرف دارو |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● absorption: مفرد نامشخص ● absorptionen: مفرد مشخص ● absorptioner: جمع نامشخص ● absorptionerne: جمع مشخص |

| توضیحات: |
| "absorption" به فرآیند جذب فیزیکی یا بیولوژیکی اشاره دارد که در آن نور، ماده یا انرژی توسط یک سطح یا ماده جذب میشود. این واژه در زمینههای مختلف علمی مانند فیزیک، شیمی و زیستشناسی کاربرد دارد. |
| مترادفها: |
| ● optagelse - جذب ● indoptagelse - درونگیری |
| مثال: |
| Vævet viste en høj absorption af medicinen. |
| بافت جذب بالایی از دارو نشان داد. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "absorptio" بهمعنای "جذب کردن" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● absorption (جذب) |

| معنی: |
| ● علائم فیزیکی یا روانی ناشی از قطع ناگهانی مصرف مادهای که بدن به آن عادت کرده است ● احساس شدید دلتنگی یا نیاز به چیزی یا کسی ● پرهیز یا خودداری از لذت یا مصرف چیزی ● سندرم ترک |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● abstinens: مفرد نامشخص ● abstinensen: مفرد مشخص ● abstinenser: جمع نامشخص ● abstinenserne: جمع مشخص |
| توضیحات: |
| "abstinens" به علائمی اشاره دارد که پس از قطع مصرف یک ماده اعتیادآور مانند الکل یا مواد مخدر در بدن ظاهر میشود. همچنین میتواند به احساس دلتنگی شدید برای شخص، مکان یا تجربهای خاص اشاره کند. در برخی موارد، به معنای پرهیز یا خودداری آگاهانه از لذت یا مصرف چیزی نیز بهکار میرود. |
| مترادفها: |
| ● afholdenhed - پرهیز ● savnet - دلتنگی ● afvænning - ترک عادت |
| مثال: |
| Han havde svære abstinenser efter kun én dag uden kaffe. |
| او پس از تنها یک روز بدون قهوه دچار علائم شدید ترک شد. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "abstinentia" بهمعنای "پرهیز" یا "خودداری" گرفته شده است، که خود از "abstinere" بهمعنای "دوری کردن" یا "خودداری کردن" مشتق شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● withdrawal (علائم ترک) ● craving (اشتیاق یا دلتنگی شدید) ● abstinence (پرهیز یا خودداری) |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -er, -erne
Udtale:
abstinenssymptomet
abstinenssymptomer
abstinenssymptomerne 
| معنیها: |
| علائم ترک |
| علائم سندرم ترک (مجموعهای از علائم ناشی از قطع یا کاهش دوز انواع داروها و مواد تفریحی است) |
| اشتیاق به شخص، مکان، رویداد و غیره که یکی به آن اهمیت می دهد |