adjektiv
Bøjning: -t, -e
antændelig
antændeligt
antændelige 
| معنی: |
| آتشگیر، قابل اشتعال |
adjektiv
Bøjning: -t, -e
antændelig
antændeligt
antændelige 
| معنی: |
| آتشگیر، قابل اشتعال |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -n, -r, -rne
antenne
antennen
antenner
antennerne 
| معنی: |
| آنتن |

| معنی: |
| ● جلویی ● قدامی ● واقعشده در قسمت جلویی بدن |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anterior: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anterior: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anteriore: جمع |
| توضیحات: |
| کلمهی anterior بیشتر در متون علمی، بهویژه در آناتومی استفاده میشود و به موقعیتی اشاره دارد که در جلوی بدن یا ساختار دیگر قرار دارد. متضاد آن posterior است که به بخش پشتی اشاره دارد. |
| مترادفها: |
| ● forreste – جلویی ● fremre – واقع در جلو |
| مثال: |
| Det knoglefragment blev fundet på den anteriore del af kraniet. |
| آن قطعه استخوانی در بخش جلویی جمجمه پیدا شد. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین anterior بهمعنای «جلویی»؛ شکل تفضیلی از ante بهمعنای «در جلو» یا «قبل از». |
| معادل انگلیسی: |
| ● anterior (جلویی / قدامی) |

| معنی: |
| ● در جهت رو به جلو ● حرکت به سمت جلو در مسیر طبیعی (در علوم اعصاب و پزشکی) ● پیشگستر (به سمت جلو گسترش یابنده) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● anterograd: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● anterogradt: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● anterograde: جمع |
| توضیحات: |
| واژهی anterograd در علوم پزشکی، بهویژه نورولوژی، برای توصیف حرکتی در جهت طبیعی انتقال، مانند حرکت پیامهای عصبی از سلول عصبی به اندامها یا حرکت مواد در طول یک عصب، استفاده میشود. متضاد آن retrograd است. |
| مترادفها: |
| ● fremadgående – به سمت جلو حرکتکننده ● progressiv – پیشرونده |
| مثال: |
| Anterograd transport er essentiel for neuroners funktion. |
| انتقال پیشگستر برای عملکرد نورونها ضروری است. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین ante- بهمعنای «پیش» یا «قبل» و gradus بهمعنای «گام» یا «حرکت». |
| معادل انگلیسی: |
| ● anterograde (رو به جلو / پیشرونده) |

| معنی: |
| ● سیاهزخم ● بیماری عفونی حاد ناشی از باکتری Bacillus anthracis |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anthrax ● مفرد مشخص: anthraxen ● جمع نامشخص: (ندارد) ● جمع مشخص: (ندارد) |
| توضیحات: |
| anthrax (در دانمارکی: miltbrand) یک بیماری عفونی خطرناک است که هم انسان و هم حیوانات را مبتلا میکند. عامل ایجاد آن باکتری Bacillus anthracis است. بیماری ممکن است از راه تنفس، پوست یا دستگاه گوارش وارد بدن شود و در صورت عدم درمان میتواند کشنده باشد. |
| مترادفها: |
| ● miltbrand – سیاهزخم |
| مثال: |
| Landmanden blev smittet med anthrax efter kontakt med inficerede dyr. |
| کشاورز پس از تماس با حیوانات آلوده به سیاهزخم مبتلا شد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی anthrax بهمعنای «زغال»، به دلیل ظاهر زخمهای سیاهرنگ ناشی از بیماری. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anthrax (سیاهزخم / بیماری باکتریایی حاد) |