adjektiv
Bøjning: -, -
anti 
| معنی: |
| ضد، عکس |

| معنی: |
| ● داروی ضد آریتمی ● دارویی برای تنظیم ضربان قلب |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: (ندارد) ● مفرد مشخص: (ندارد) ● جمع نامشخص: Antiarrhythmika ● جمع مشخص: Antiarrhythmikaene |
| توضیحات: |
| Antiarrhythmika دستهای از داروها هستند که برای درمان آریتمیهای قلبی (بینظمی در ضربان قلب) تجویز میشوند. این داروها با تأثیر بر فعالیت الکتریکی قلب، ریتم آن را نرمال میکنند. |
| مترادفها: |
| ● hjerterytmestabiliserende lægemiddel – داروی تثبیتکننده ریتم قلب ● antiarytmika – ضد آریتمی |
| مثال: |
| Lægen ordinerede Antiarrhythmika for at stabilisere patientens hjerterytme. |
| پزشک برای تنظیم ریتم قلب بیمار، داروی ضد آریتمی تجویز کرد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی anti- بهمعنای «ضد» + arrhythmia بهمعنای «بینظمی در ضربان». |
| معادل انگلیسی: |
| ● antiarrhythmics (داروهای ضد آریتمی / تنظیمکننده ضربان قلب) |


| معنی: |
| ● داروی ضد آسم ● دارویی برای کاهش یا جلوگیری از حملات آسم |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: (ندارد) ● مفرد مشخص: (ندارد) ● جمع نامشخص: antiastmatika ● جمع مشخص: antiastmatikaene |

| توضیحات: |
| antiastmatika به گروهی از داروها گفته میشود که برای پیشگیری یا درمان حملات آسم استفاده میشوند. این داروها معمولاً با گشاد کردن مجاری تنفسی یا کاهش التهاب در راههای هوایی عمل میکنند. |
| مترادفها: |
| ● astmemedicin – داروی آسم ● bronkieudvidende lægemiddel – داروی گشادکنندهی برونشها |
| مثال: |
| Patienten tager dagligt antiastmatika for at forebygge astmaanfald. |
| بیمار روزانه داروی ضد آسم مصرف میکند تا از حملات آسم جلوگیری کند. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی anti- بهمعنای «ضد» + asthma بهمعنای «تنگی نفس» یا «آسم». |
| معادل انگلیسی: |
| ● anti-asthmatics (داروهای ضد آسم / کنترلکننده آسم) |

| معنی: |
| ● ضد باکتری ● باکتریکش ● جلوگیریکننده از رشد باکتری |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● antibakteriel: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● antibakterielt: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● antibakterielle: جمع |
| توضیحات: |
| این واژه معمولاً برای محصولات یا موادی به کار میرود که خاصیت از بین بردن باکتریها یا ممانعت از رشد آنها را دارند، بهویژه در زمینههای پزشکی، بهداشتی یا صنایع دارویی. |
| مترادفها: |
| ● bakteriedræbende - کشندهی باکتری ● antimikrobiel - ضد میکروب |
| مثال: |
| Denne salve har en antibakteriel virkning. |
| این پماد خاصیت ضد باکتری دارد. |
| ریشهشناسی: |
| از ترکیب پیشوند لاتین "anti" به معنی "ضد" و "bakteriel" (مشتق از "bakterie"، یعنی باکتری) ساخته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● antibacterial (ضد باکتری) ● bactericidal (باکتریکش) ● bacteria-inhibiting (جلوگیریکننده از رشد باکتری) |


| معنی: |
| ● آنتیبیوگرام ● آزمایش تعیین حساسیت باکتریها به آنتیبیوتیک ● نقشه حساسیت دارویی باکتریها |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: antibiogram ● مفرد مشخص: antibiogrammet ● جمع نامشخص: antibiogrammer ● جمع مشخص: antibiogrammerne |
| توضیحات: |
| Antibiogram نمایشی از حساسیت یا مقاومت یک باکتری خاص نسبت به مجموعهای از آنتیبیوتیکهاست. این آزمایش در تصمیمگیری بالینی برای انتخاب بهترین درمان دارویی بسیار مهم است. |
| مترادفها: |
| ● resistensbestemmelse - تعیین مقاومت ● følsomhedstest - تست حساسیت |
| مثال: |
| Lægen bestilte et antibiogram for at finde den mest effektive behandling. |
| پزشک یک آنتیبیوگرام درخواست کرد تا مؤثرترین درمان را پیدا کند. |
| ریشهشناسی: |
| از واژههای یونانی "anti" به معنی "ضد"، "bios" به معنی "زندگی"، و "gramma" به معنی "نوشته یا ثبت" گرفته شده است؛ یعنی «ثبت اثرات ضد حیات (باکتریها)». |
| معادل انگلیسی: |
| ● antibiogram (آنتیبیوگرام) ● antibiotic susceptibility test (آزمایش حساسیت آنتیبیوتیکی) ● drug sensitivity profile (نقشه حساسیت دارویی) |