
| معنی: |
| ● چسبندگی ● اتصال غیرطبیعی (بین بافتها یا اندامها) ● پیوستگی ● همبستگی (در فیزیک) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adhæsion: مفرد نامشخص ● adhæsionen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● چسبندگی ● اتصال غیرطبیعی (بین بافتها یا اندامها) ● پیوستگی ● همبستگی (در فیزیک) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adhæsion: مفرد نامشخص ● adhæsionen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Adhæsion به وضعیتی گفته میشود که در آن بافتها یا اندامهای بدن به شکل غیرطبیعی به هم متصل میشوند. این پدیده معمولاً در نتیجهی التهاب، جراحی یا آسیب ایجاد میشود. |
| مترادفها: |
| ● sammenvoksning - چسبندگی ● tilhæftning - اتصال |
| مثال: |
| Efter operationen udviklede patienten en smertefuld adhæsion. |
| پس از عمل جراحی، بیمار دچار یک چسبندگی دردناک شد. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی لاتین "adhaesio" به معنی "چسبیدن یا اتصال" مشتق شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● adhesion (چسبندگی) |