
| معنی: |
| ● دوران بلوغ ● نوجوان ● جوان در حال رشد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adolescens: مفرد نامشخص ● adolescensen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● دوران بلوغ ● نوجوان ● جوان در حال رشد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● adolescens: مفرد نامشخص ● adolescensen: مفرد مشخص ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Adolescens به دوران بلوغ در فرد گفته میشود که در دورهی انتقال از کودکی به بزرگسالی قرار دارد، معمولاً در سنین ۱۰ تا ۱۹ سالگی. |
| مترادفها: |
| ● ungdom - جوانی ● teenager - نوجوان |
| مثال: |
| En adolescens kan opleve store følelsesmæssige forandringer. |
| یک نوجوان در حال بلوغ میتواند تغییرات احساسی زیادی را تجربه کند. |
| ریشهشناسی: |
| از واژهی لاتین "adolescens" به معنی "در حال رشد یا بالغ شدن" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● adolescent (نوجوان) |