
| معنی: |
| ● پیوند عروقی ● اتصال بین دو بخش بدن |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anastomosis ● مفرد مشخص: anastomosen ● جمع نامشخص: anastomoser ● جمع مشخص: anastomoserne |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● پیوند عروقی ● اتصال بین دو بخش بدن |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: anastomosis ● مفرد مشخص: anastomosen ● جمع نامشخص: anastomoser ● جمع مشخص: anastomoserne |
| توضیحات: |
| "Anastomosis" در پزشکی به معنای ایجاد اتصال میان دو ساختار لولهای مانند رگهای خونی یا بخشهای روده است. این اتصال میتواند به صورت طبیعی یا از طریق جراحی انجام شود و نقش مهمی در بازگرداندن عملکرد طبیعی اندامها دارد. |
| مترادفها: |
| ● forbindelse - اتصال ● sammenføjning - الحاق |
| مثال: |
| Kirurgen udførte en anastomosis mellem de to blodkar for at genoprette blodcirkulationen. |
| جراح یک پیوند عروقی بین دو رگ ایجاد کرد تا جریان خون را بازگرداند. |
| ریشهشناسی: |
|
کلمه "anastomosis" از یونانی "anastomōsis" به معنی "دهان به دهان شدن" یا "اتصال" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● anastomosis (پیوند عروقی یا اتصال) |