نوع کلمه (گرامری): صفت
صرفها:
- fedt: حالت مفرد، برای جنس خنثی
- fede: حالت جمع، یا حالت معرفه
- federe: حالت مقایسهای (کمتر چاق یا فربه)
- fedest: حالت عالی (چاقترین یا فربهترین)
fed 
| معنی: |
|
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
نوع کلمه (گرامری): صفت
صرفها:
fed 
| معنی: |
|
substantiv, intetkøn
Bøjning: -det, -, -dene
تلفظ: 
| معنیها: |
| حبه سیر |
| مقدار معینی نخ یا کاموا که به صورت دایره ای که توسط یک نخ یا کاموایی به هم پیچیده شده و بخشی از یک بسته بزرگتر را تشکیل داده است. |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
fedte 
| معنی: |
| چرب کردن، روغن مالیدن، سرهمبندی کردن، سَمبل کردن، خساست نشان دادن، چربزبانی کردن |
