fed

نظرتان را بنویسید

نوع کلمه (گرامری): صفت

صرف‌ها:

  • fedt: حالت مفرد، برای جنس خنثی
  • fede: حالت جمع، یا حالت معرفه
  • federe: حالت مقایسه‌ای (کمتر چاق یا فربه)
  • fedest: حالت عالی (چاق‌ترین یا فربه‌ترین)

fed

معنی:
  • چاق، فربه
    برای توصیف فرد یا حیوانی که وزن زیادی دارد و بدن آن برجسته و پر است.

    • مثال:

      Den fede kat ligger på sofaen.

    (گربه چاق روی مبل دراز کشیده است.)

  • غنی، خوشمزه
    در زمینه مواد غذایی به‌معنی طعمی خوشمزه و غنی، به‌ویژه در مورد غذاهایی که چربی زیادی دارند.

    • مثال:

      Denne kage er rigtig fed.

    (این کیک خیلی خوشمزه است.)

  • خیلی عالی، فوق‌العاده
    در زبان عامیانه و غیررسمی، برای توصیف چیزی که خیلی جذاب یا فوق‌العاده است، استفاده می‌شود.

    • مثال:

      Det var en fed fest!

    (این یک مهمانی فوق‌العاده بود!)

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.