
| معنی: |
| ● بخش منابع انسانی ● اداره منابع انسانی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● hr-afdeling: مفرد نامشخص |

| معنی: |
| ● بخش منابع انسانی ● اداره منابع انسانی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● hr-afdeling: مفرد نامشخص |
| توضیحات: |
| "Hr-afdeling یا human resources afdeling" به بخشی در یک سازمان اشاره دارد که مسئولیت مدیریت و توسعه کارکنان را بر عهده دارد. وظایف این بخش شامل استخدام، آموزش، توسعه حرفهای، مدیریت مزایا و رفاهیات، و ایجاد سیاستهای منابع انسانی است. هدف اصلی این بخش، بهبود رضایت شغلی و بهرهوری کارکنان است. |
| مترادفها: |
| ● personaleafdeling - بخش پرسنل ● human resources afdeling - بخش منابع انسانی |
| مثال: |
| Hr-afdelingen står for rekruttering og medarbejderudvikling i virksomheden. |
| بخش منابع انسانی مسئول استخدام و توسعه کارکنان در شرکت است. |
| ریشهشناسی: |
| از ترکیب "HR" که مخفف "Human Resources" (منابع انسانی) است و "afdeling" که در دانمارکی به معنای "بخش" یا "اداره" است، تشکیل شده است. این اصطلاح در دنیای کسبوکار و سازمانی رایج شده و برای اشاره به واحد مدیریت کارکنان استفاده میشود. |
| معادل انگلیسی: |
| ● HR department (بخش منابع انسانی) ● personnel department (بخش پرسنل) |


| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم مرکب (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| HR-konsulenten hjælper virksomheder med at udvikle strategier for medarbejdertrivsel. |
| مشاور منابع انسانی به شرکتها در توسعه استراتژیهای بهبود رفاه کارکنان کمک میکند. |
| ریشهشناسی: |
|
عبارت HR-konsulent از دو بخش تشکیل شده است:
این ترکیب به فردی اشاره دارد که در زمینه مدیریت منابع انسانی و بهبود فرآیندهای کاری فعالیت دارد. |

| معنی: |
|
| مترادفها: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| مثال: |
| Efter mange års erfaring blev han endelig ansat som HU-læge på kardiologisk afdeling. |
| بعد از چندین سال تجربه، او سرانجام به عنوان یک پزشک HU در بخش قلب و عروق پذیرفته شد. |
| ریشهشناسی: |
| HU مخفف hoveduddannelse (آموزش اصلی) است و læge (پزشک) از ریشههای ژرمنی گرفته شده است. |

| معنی: |
| ● پوست ● لایه خارجی بدن انسان یا حیوان |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: hud ● مفرد مشخص: huden ● جمع نامشخص: huder ● جمع مشخص: huderne |
| توضیحات: |
|
کلمه hud به پوشش بیرونی بدن انسان و حیوانات اشاره دارد که وظایف محافظتی، تنظیم دما و احساس را بر عهده دارد. پوست شامل سه لایه اصلی است: اپیدرم (روپوست)، درم (میانپوست)، و هیپودرم (زیرپوست) که هرکدام عملکرد خاصی دارند. پوست میتواند در زمینههای مختلفی مانند پزشکی، زیبایی، و صنایع چرم مورد استفاده قرار گیرد. همچنین در اصطلاحات رایج برای اشاره به سلامتی، نرمی یا آسیبدیدگی پوست نیز استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● kutis (پوست بدن) ● læderhud (پوست چرمی) |
| مثال: |
| Solen kan skade din hud, hvis du ikke bruger solcreme. |
| خورشید میتواند به پوست تو آسیب برساند اگر از کرم ضد آفتاب استفاده نکنی. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه hud از زبان نورس باستانی húð گرفته شده است که خود ریشه در زبانهای ژرمنی دارد. این واژه در انگلیسی با واژه hide (پوست حیوان) همریشه است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● skin – (پوست) ● hide – (پوست حیوان) |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
hudafskrabning 
| معنی: |
| خراش پوست، سائیدگی پوست |