hals

نظرتان را بنویسید

معنی:
گردن
گلو
قسمت باریک بین بدنه و دهانه بطری
(در ترکیب) فرد با ویژگی خاص

اطلاعات کلمه:
نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn)
صرف‌ها:
مفرد نامشخص: hals
مفرد مشخص: halsen
جمع نامشخص: halse
جمع مشخص: halsene


  • توضیحات:
    گردن: بخشی از بدن که سر را به بدن متصل می‌کند.
    گلو: بخش داخلی گردن، به‌ویژه حلق و قسمت بالایی مری.
    قسمت باریک بین بدنه و دهانه بطری: بخشی از یک شیء که شبیه به گردن است.
    (در ترکیب) فرد با ویژگی خاص: در ترکیب با کلمات دیگر، اشاره به فردی با ویژگی خاص، مانند "Løgnhals" (دروغگو).

     

    مترادف‌ها:
    strube - حلق
    nakke - پشت گردن

    مثال:
    Han har ondt i halsen efter at have sunget hele natten.
    او پس از تمام شب آواز خواندن، در گلویش درد دارد.

     

    ریشه‌شناسی:
    ● این کلمه از زبان نروژی باستان "hals" گرفته شده است که خود از زبان پروتو-ژرمنی "halsaz" منشأ می‌گیرد. این واژه در نهایت به ریشه پروتو-هندواروپایی "kols-" برمی‌گردد که در زبان‌های مختلف ژرمنی به همان مفهوم باقی مانده است. در زبان انگلیسی، "hals" به "neck" و "throat" تبدیل شده است، در حالی که در آلمانی "Hals" همچنان به همان شکل باقی مانده است.

     

    معادل انگلیسی:
    neck (گردن)
    throat (گلو)
    neck of a bottle (گردن بطری)
    liar (دروغگو، در ترکیب "Løgnhals")

     

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.