verbum
Bøjning: -r, holdt, holdt
holde 
| معنی: |
| نگاهداشتن، نگهداری کردن، داشتن، دارا بودن، اشغال کردن، دربرداشتن، گذراندن (تعطیلات)، پایداری کردن، دست داشتن، بر پا کردن |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
verbum
Bøjning: -r, holdt, holdt
holde 
| معنی: |
| نگاهداشتن، نگهداری کردن، داشتن، دارا بودن، اشغال کردن، دربرداشتن، گذراندن (تعطیلات)، پایداری کردن، دست داشتن، بر پا کردن |