substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -er, -erne
instinkt 
| معنی: |
| غریزه، شعور باطنی، آگاهی آنی غریزی |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -er, -erne
instinkt 
| معنی: |
| غریزه، شعور باطنی، آگاهی آنی غریزی |

| معنی: |
| ● مؤسسه ● بنگاه ● انجمن ● سازمان |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامعین: institut ● مفرد معین: instituttet ● جمع نامعین: institutter ● جمع معین: institutterne |
| توضیحات: |
| Institut در زبان دانمارکی به سازمان یا نهادی اشاره دارد که به فعالیتهای پژوهشی، آموزشی، مشاورهای یا اطلاعاتی در یک حوزه خاص میپردازد. همچنین، میتواند به مؤسسات مالی که در زمینه وامدهی، مبادله اوراق بهادار و فعالیتهای مشابه مشغول هستند، اشاره داشته باشد. |
| مترادفها: |
| ● institution نهاد ● akademi آکادمی |
| مثال: |
| Hun arbejder på et institut for sprogforskning. |
| او در یک مؤسسه پژوهش زبان کار میکند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه institut از زبان لاتین institūtum به معنای "تأسیسشده" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● institute مؤسسه ● institution نهاد |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
institution 
| معنی: |
| موسسه، بنگاه، انجمن |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -er, -erne
institutionsplads 
| معنی: |
| جا در موسسه (مثلاً کودکستان یا خانه پیران و غیره) |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
تلفظ: 
| معنیها: |
| آموزاندن، تدریس کردن، پرهیختن، اطلاع دادن، آگاهی دادن، رهنمود دادن، دستور دادن، فرمان دادن، تعلیم دادن به، یاد دادن به، متوجه ساختن، اداره کردن، نظارت کردن |