adjektiv
Bøjning: -t, -e
intens 
| معنی: |
| شدید، فشرده، تند، با حرارت |

| معنی: |
|
● مربوط به مراقبتهای ویژه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت(خنثی) |
| صرفها: ● حالت پایه: intensiv ● حالت تفضیلی (برتر): mere intensiv ● حالت عالی (برترین): mest intensiv |
| توضیحات: |
|
کلمه intensiv برای توصیف هر چیزی که شدید، فشرده یا با تمرکز بالا انجام شود، استفاده میشود. این واژه میتواند در زمینههای پزشکی، آموزشی، صنعتی و نظامی به کار رود. کاربردهای رایج:
|
| مترادفها: |
| ● kraftig (نیرومند، قوی) ● koncentreret (متمرکز) ● ekstrem (بسیار شدید) |
| مثال: |
| Patienten krævede intensiv behandling efter operationen. |
| بیمار پس از عمل نیاز به درمان شدید داشت. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه intensiv از زبان لاتین intensus گرفته شده است که به معنای "شدید، متمرکز" است. این واژه از طریق زبان آلمانی و فرانسوی وارد دانمارکی شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● intensive – شدید، فشرده ● concentrated – متمرکز |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -, -ene
intercitytog 
| معنی: |
| قطار سریعالسیر بین شهرهای بزرگ |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -n, -r, -rne
interesse 
| معنی: |
| توجه، علاقه، جذابیت، کشش |