klinisk

نظرتان را بنویسید

معنی:
  • بالینی
  • آزمایش‌شده
  • سرد و بی‌روح

اطلاعات کلمه:
نوع کلمه (گرامری): صفت
صرف‌ها:
  • مفرد نامشخص: klinisk
  • مفرد مشخص: kliniske
  • جمع نامشخص: kliniske
  • حالت تفضیلی (برتر): mere klinisk (بالینی‌تر)
  • حالت عالی (برترین): mest klinisk (بالینی‌ترین)


  • توضیحات:
    klinisk معمولاً برای توصیف چیزهایی که به مراقبت‌های پزشکی، تحقیقات درمانی یا فرآیندهای بیمارستانی مربوط هستند، استفاده می‌شود. همچنین، می‌تواند به معنای چیزی که بسیار دقیق، بدون احساسات و صرفاً علمی است، به کار رود.

     

    مترادف‌ها:
    • medicinsk … (پزشکی)
    • hospitalsrelateret … (مرتبط با بیمارستان)
    • nøgtern … (سرد و منطقی)

    مثال:
    Lægen foretog en klinisk undersøgelse af patienten.
    پزشک یک معاینه بالینی روی بیمار انجام داد.

     

    ریشه‌شناسی:
    کلمه klinisk از زبان لاتین (clinicus) گرفته شده است که خود از یونانی باستان (κλινικός, klinikos) به معنای "مربوط به بستر بیمار" گرفته شده است.

     

    معادل انگلیسی:
    • clinical … (بالینی)
    • sterile … (سرد و بی‌روح)
    • hospital-related … (مرتبط با بیمارستان)

     

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.