
| معنی: |
| ● هستهای ● اتمی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● برای اسامی با جنسیت (fælleskøn): nuklear |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● هستهای ● اتمی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● برای اسامی با جنسیت (fælleskøn): nuklear |
| توضیحات: |
| nuklear به هر چیزی که به هسته اتم مربوط باشد، بهویژه در زمینههای سلاحهای هستهای و انرژی هستهای، اشاره دارد. |
| مترادفها: |
| ● atomar (اتمی) ● kerne- (هستهای) |
| مثال: |
| Mange lande bruger nuklear energi til at producere elektricitet. |
| بسیاری از کشورها از انرژی هستهای برای تولید برق استفاده میکنند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه nuklear از طریق زبانهای انگلیسی nuclear و فرانسوی nucléaire از لاتین نوین nuclearius، مشتق شده از لاتین nucleus به معنای "هسته"، وارد زبان دانمارکی شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| nuclear – (هستهای، اتمی) |
