
| معنی: |
| ● کلیه ● عضوی که خون را تصفیه میکند |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: nyre ● مفرد مشخص: nyren ● جمع نامشخص: nyrer ● جمع مشخص: nyrerne |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● کلیه ● عضوی که خون را تصفیه میکند |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: nyre ● مفرد مشخص: nyren ● جمع نامشخص: nyrer ● جمع مشخص: nyrerne |
| توضیحات: |
| nyre به هر یک از دو عضو لوبیاییشکل در بدن اشاره دارد که در دو طرف ستون فقرات در حفره شکمی قرار گرفتهاند. این اعضا خون را از مواد زائد تصفیه کرده و این مواد را به ادرار تبدیل میکنند که سپس از طریق میزنای به مثانه منتقل میشود. کلیهها نقش مهمی در حفظ تعادل مایعات و الکترولیتها، تنظیم فشار خون و تولید هورمونهای خاص دارند. |
| مترادفها: |
| ● renal (کلیوی) ● kidney (کلیه) |
| مثال: |
| Efter operationen fungerede hans nyre normalt. |
| پس از عمل جراحی، کلیه او بهطور عادی کار میکرد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه nyre از زبان نروژی باستان nyra به معنای "کلیه" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| kidney – (کلیه) |
