
| معنی: |
|
● ارگ (ساز موسیقی) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: organ ● مفرد مشخص: organet ● جمع نامشخص: organer ● جمع مشخص: organerne |

| معنی: |
|
● ارگ (ساز موسیقی) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: organ ● مفرد مشخص: organet ● جمع نامشخص: organer ● جمع مشخص: organerne |
| توضیحات: |
|
organ در زبان دانمارکی به چندین معنا به کار میرود:
organ به معنای عضو بدن به کار میرود که یکی از بخشهای اصلی در عملکرد بدن است، مانند قلب، ریه، کلیه و غیره. این واژه همچنین به معنای ابزار یا وسیله، بخش یا جزء از یک مجموعه یا سیستم و حتی به معنای سازمان و نهاد هم استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● del (جزء) ● instrument (آلت) ● enhed (واحد، ارگان) |
| مثال: |
| Hans organer fungerer normalt. |
| اعضای بدن او به طور عادی کار میکنند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه organ از زبان لاتین organum به معنای "ابزار" یا "وسیله" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| organ – (عضو بدن) |
![]()