substantiv, fælleskøn
Bøjning: -ken, -ke, -kene
Udtale: 
| معنیها: |
| آلت تناسلی مرد(عامیانه)، کیر |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -ken, -ke, -kene
Udtale: 
| معنیها: |
| آلت تناسلی مرد(عامیانه)، کیر |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -e, -ene
pil 
| معنی: |
| نیزه، تیر، علامت راهنما (به شکل تیر) |
تلفظ: 
| معنیها: |
| پلو (همان پلوی ایرانی است ولی کلمه اش، برگرفته از کلمه pilav از زبان ترکی) |
| پُلو در آشپزی ایرانی، آشپزی آذربایجان،ترکیه، ازبکستان و بسیاری از کشورهای خاورمیانه به برنجی گفته میشود که با مواد دیگری مانند انواع گوشت، سبزیجات، حبوبات و خشکبار و حتی انواع ادویجات، پخته میشود که تهیه آن به هر دو صورت کته و آبکش ممکن است. در برخی خوراکها نیز ممکن است پس از پخت کامل با نام چلو (برنج ساده) آن را با مواد دیگر مخلوط و پلو را تهیه کنند. |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -men, -me, -mene
pilgrim 
| معنی: |
| زائر، کسی که به زیارت میرود |