produktionsform

نظرتان را بنویسید

نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn)

صرف‌های معنی اول: 

  • مفرد نامشخص: en produktionsform
  • مفرد مشخص: produktionsformen
  • جمع نامشخص: produktionsformer
  • جمع مشخص: produktionsformerne

صرف‌های معنی دوم: 

  • مفرد نامشخص: en produktionsform
  • مفرد مشخص: produktionsformen
  • جمع نامشخص: produktionsforme
  • جمع مشخص: produktionsformene

تلفظ:

معنی‌ها:

معنی اول: روش تولید: این معنا به شیوه یا فرآیندی اشاره دارد که در تولید محصولات یا خدمات به کار می‌رود.

مثال:

Dansk: Virksomheden overvejer at ændre sin produktionsform for at øge effektiviteten.

فارسی: شرکت در حال بررسی تغییر روش تولید خود برای افزایش بهره‌وری است.


معنی دوم: نوع تولید: به طبقه‌بندی یا نوعی خاص از تولید اشاره دارد که بر اساس ویژگی‌های خاصی دسته‌بندی می‌شود.

مثال:

Dansk: Denne produktionsform bruges primært i landbruget.
فارسی: این نوع تولید عمدتاً در کشاورزی استفاده می‌شود.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.