forkort. for stykke
stk 
| معنی: |
| مخفف: تکّه، قطعه |
substantiv, intetkøn
Bøjning: -fet, -fer, -ferne
stof 
| معنی: |
| ماده، مواد، پارچه، موضوع (خبر روز...) ماده مخدر |

| معنی: |
| ● متابولیسم، سوختوساز ● تبادل مواد (فرآیندهای جذب، تبدیل و دفع مواد در بدن) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (خنثی = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: stofskifte ● مفرد مشخص: stofskiftet ● جمع نامشخص: stofskifter ● جمع مشخص: stofskifterne |
| توضیحات: |
|
کلمه stofskifte به فرآیندهای شیمیایی اشاره دارد که در بدن برای تبدیل مواد مغذی به انرژی و حفظ عملکردهای بیولوژیکی انجام میشود. این فرآیند شامل دو بخش است:
متابولیسم تحت تأثیر عواملی مانند سن، ژنتیک، سطح فعالیت بدنی و شرایط پزشکی قرار میگیرد. اختلال در متابولیسم میتواند منجر به مشکلاتی مانند دیابت و چاقی شود. |
| مترادفها: |
| ● metabolisme (متابولیسم) ● næringsomsætning (تبادل مواد مغذی) |
| مثال: |
| Motion kan øge kroppens stofskifte og forbrænding af kalorier. |
| ورزش میتواند متابولیسم بدن و سوزاندن کالری را افزایش دهد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه stofskifte از ترکیب دو واژه دانمارکی stof (ماده، ماده مغذی) و skifte (تغییر، جابجایی) تشکیل شده است. این ترکیب به معنای "تبادل مواد" در بدن برای تولید انرژی و حفظ عملکردهای حیاتی است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● metabolism – (متابولیسم، سوختوساز) ● biochemical exchange – (تبادل بیوشیمیایی) |

| مترادفها: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: stofskiftesygdom ● مفرد مشخص: stofskiftesygdommen ● جمع نامشخص: stofskiftesygdomme ● جمع مشخص: stofskiftesygdommene |
| توضیحات: |
|
کلمه stofskiftesygdom به هرگونه بیماری یا اختلالی اشاره دارد که فرآیند متابولیسم بدن را تحت تأثیر قرار میدهد. این بیماریها میتوانند ارثی یا ناشی از عوامل محیطی مانند تغذیه نامناسب و سبک زندگی باشند. بیماریهای متابولیکی شامل دو گروه اصلی هستند:
|
| مترادفها: |
| ● metabolisk sygdom (بیماری متابولیکی) ● endokrin sygdom (بیماری غدد درونریز) |
| مثال: |
| Lægen diagnosticerede patienten med en stofskiftesygdom, der kræver livslang behandling. |
| پزشک بیمار را مبتلا به بیماری متابولیکی تشخیص داد که نیاز به درمان مادامالعمر دارد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه stofskiftesygdom از ترکیب سه واژه stof (ماده، از زبان آلمانی Stoff)، skifte (تغییر، از زبان نورس باستانی skipti)، و sygdom (بیماری، از زبان نورس باستانی sjúkdómr) ساخته شده است. این ترکیب نشاندهنده بیماریهایی است که بر فرآیندهای متابولیکی بدن اثر میگذارند. |
| معادل انگلیسی: |
| ● metabolic disease – (بیماری متابولیکی) ● metabolic disorder – (اختلال سوختوساز) |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -ken, -ke, -kene
stok 
| معنی: |
| چوب، چماق، عصا، نی، نورد چوبی، لنگر |