småsnak

نظرتان را بنویسید

substantiv, fælleskøn

صرف: 

  • مفرد مشخص: småsnakken
  • جمع نامشخص: småsnakke
  • جمع مشخص: småsnakkene

تلفظ:

معنی‌ها:
  1. گپ زدن یا گفتگوی کوتاه و غیررسمی:
    صحبت‌های سبک و معمولی درباره موضوعات پیش پا افتاده یا غیرمهم، معمولاً برای گذراندن وقت یا ایجاد ارتباط اجتماعی.

    • مثال:
      • Der var lidt småsnak blandt gæsterne før middagen
        (قبل از شام، میان مهمان‌ها کمی گپ‌زنی بود.)
  2. صحبت‌های بی‌هدف یا خسته‌کننده:
    گاهی می‌تواند به گفتگوهای طولانی و بدون محتوای خاص اشاره داشته باشد.

نکته:

  • کلمه‌ای دانمارکی است و برخلاف "smalltalk" منشأ خارجی ندارد.
  • معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی و دوستانه به کار می‌رود.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.