visiterende

نظرتان را بنویسید

معنی:
  • بازدیدکننده
  • معاینه‌کننده (پزشک)

اطلاعات کلمه:
نوع کلمه (گرامری): صفت
صرف‌ها:
  • مفرد نامشخص: visiterende
  • مفرد مشخص: den visiterende
  • جمع نامشخص: visiterende
  • جمع مشخص: de visiterende


  • مترادف‌ها:
    • Besøgende: بازدیدکننده
    • Undersøger: معاینه‌کننده
    • Kiggende: ناظر
    • Observatør: ناظر

    مثال:
    Politiet standsede den visiterende person ved indgangen.
    پلیس فرد بازرسی‌کننده را در ورودی متوقف کرد.

     

    ریشه‌شناسی:
    کلمه‌ی "visiterende" از فعل دانمارکی "visitere" به معنای "بازرسی کردن" یا "بازدید کردن" مشتق شده است. این فعل از زبان فرانسوی "visiter" گرفته شده که خود از لاتین "visitare" به معنای "دیدار کردن" آمده است.

     

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.