
| معنی: |
| ● بخش جراحی ● بخش عملیات |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: operationsafdeling |

| معنی: |
| ● بخش جراحی ● بخش عملیات |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: operationsafdeling |
| توضیحات: |
| operationsafdeling به بخشی در بیمارستان یا مرکز درمانی اطلاق میشود که مسئول انجام عملهای جراحی است. این بخش معمولاً شامل اتاقهای عمل، تجهیزات جراحی و تیم پزشکی متخصص میباشد. |
| مترادفها: |
| ● kirurgisk afdeling (بخش جراحی) ● operationsrum (اتاق عمل) |
| مثال: |
| Han blev indlagt på operationsafdelingen for at få udført en hjerteoperation. |
| او برای انجام عمل جراحی قلب در بخش جراحی بستری شد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه operationsafdeling از ترکیب دو واژه دانمارکی operation (عمل جراحی) و afdeling (بخش) تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| surgical department – (بخش جراحی) |

substantiv, intetkøn
Bøjning: -et, -e, -ene
operationsbord 
| معنی: |
| تخت عمل |

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم مرکب (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| operationsgang به راهرویی در بیمارستان گفته میشود که به مجموعهای از اتاقهای جراحی و فضاهای مرتبط با آن متصل است. این بخش شامل ورودیهای اتاق عمل، فضاهای استریل، ایستگاههای پرستاری و مناطقی برای آمادهسازی و بازیابی بیماران پس از جراحی است. در این محیط، رعایت بهداشت و استریل بودن از اهمیت بالایی برخوردار است. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Lægerne forberedte sig i operationsgangen før den komplicerede operation. |
| پزشکان در راهروی اتاقهای عمل قبل از جراحی پیچیده آماده شدند. |
| ریشهشناسی: |
|
کلمه operationsgang از دو بخش تشکیل شده است:
|
| معادل انگلیسی: |
|

| معنی: |
| کلاه جراحی کلاه اتاق عمل کلاه محافظ مخصوص جراحان و کارکنان اتاق عمل |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم مرکب (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| operationshue نوعی کلاه مخصوص است که در جراحیها و محیطهای استریل بیمارستانی استفاده میشود. این کلاهها معمولاً یکبار مصرف یا پارچهای هستند و برای جلوگیری از انتقال آلودگی و ریزش مو در حین عمل جراحی طراحی شدهاند. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Kirurgen sørgede for at have sin operationshue på, inden operationen startede. |
| جراح اطمینان حاصل کرد که کلاه جراحی خود را بر سر گذاشته است، قبل از اینکه عمل جراحی شروع شود. |
| ریشهشناسی: |
|
کلمه operationshue از دو بخش تشکیل شده است:
|
| معادل انگلیسی: |
|
