adjektiv
Bøjning: -, -
praktiserende 
| معنی: |
| در حال کار، شاغل (دکتر، وکیل دادگستری...) |
adjektiv
Bøjning: -, -
praktiserende 
| معنی: |
| در حال کار، شاغل (دکتر، وکیل دادگستری...) |

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| praktisk برای توصیف چیزی به کار میرود که کاربردی، مفید و قابل استفاده در عمل باشد. این واژه در زمینههای مختلف مانند ابزار، مهارتها، دانش و راهحلها استفاده میشود. چیزی که praktisk است، معمولاً راحت و کارآمد بوده و در زندگی روزمره سودمند است. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| En rygsæk er meget praktisk til rejser. |
| یک کولهپشتی برای سفر بسیار کاربردی است. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه praktisk از لاتین "practicus" گرفته شده که از یونانی "praktikos" به معنای "مربوط به عمل" مشتق شده است. این واژه از طریق زبانهای آلمانی و فرانسوی به دانمارکی وارد شده است. |
| معادل انگلیسی: |
|

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): عبارت اسمی (صفت + اسم)، همیشه جمع |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| praktiske sko به کفشهایی گفته میشود که راحت، مناسب برای استفاده روزانه و کاربردی هستند. این نوع کفشها معمولاً برای راه رفتن طولانی، کار، ورزش یا فعالیتهای خارج از منزل طراحی شدهاند و اغلب دارای طراحی ساده، انعطافپذیر و مقاوم هستند. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Jeg foretrækker at gå med praktiske sko, når jeg rejser. |
| من ترجیح میدهم هنگام سفر کفشهای کاربردی بپوشم. |
| ریشهشناسی: |
|
| معادل انگلیسی: |
|